پرده اول:
به شرطها و شروطها!

تا حالا شنيدين که ميگن: ازدواج يه امر مقدسه، آدم با ازدواج نيمي از دينش رو کامل ميکنه، يک نماز متاهل برابر هفتاد نماز مجرده و ... تشکيل خانواده خيلي مهم و ارزشمنده و رمز بقاي يه جامعه ست اما: به شرطها و شروطها!
يکي از مهمترين ملاکهايي که ميتونه باعث تقدس يک ازدواج بشه، انتخاب درسته. انتخابي که شايد مهمترين انتخاب آدم تو زندگيشه. اگه دختر و پسر انتخاب درستي داشته باشن ميتونن نسبت به آيندشون مطمئن بشن اما اگر خداي ناکرده انتخاب غلط باشه و به جاي عقل و منطق، انتخاب با محوريت احساس باشه ميتونه مبداء بدترين اتفاقات بشه.
چند روز پيش،سالگرد بهترين انتخاب عالم بود، انتخاب درستي که مبداء تحول تاريخ شد. انتخابي که براساس عقل و شرع انجام شد.بهترين پسر عالم به خواستگاري بهترين دختر عالم رفت.
داماد: آيا  زيباترين پسر بود؟ خوش تيپ ترين بود؟ پولدار ترين بود؟ خونه شخصي داشت؟ مرکب حسابي داشت؟ باباش پولدار بود؟ و...
عروس: آيا زيباترين دختر بود؟ خوش تيپ ترين بود؟ گرونترين جهيزيه روداشت؟ باباش ميلياردر بود؟ آيا مهريه بالايي داشت؟ آيا جشن عروسيشون خيلي توپ بود وکلي بريز بپاش کردن؟ پس چي باعث شد اون دوجوون پيوند مقدسي داشته باشن و عاشقانه زندگي کنن؟
پرده دوم:
به جاي حرف کمي عمل
يکي دوسال قبل از ازدواجم با دختر تازه مسلموني آشنا شدم که با تحقيق و آگاهي اسلام رو به عنوان دينش انتخاب کرده بود. يکي از حرفاي او که هيچوقت فراموشش نميکردم سفارشش در مورد نهج البلاغه بود. يادمه ميگفت: متعجبم از کسي که اسم خودش رو مسلمون گذاشته ولي نهج البلاغه نميخونه، چه برسه به مدعيان تشيع! در مورد خيلي مسائل باهم حرف ميزديم يکيش ازدواج بود. ميگفت: اگه دخترا و پسرا، روش ازدواج و زندگي امام علي عليه السلام و حضرت زهرا سلام الله عليها رو سرمشق خودشون قرار بدن ميتونن زندگي عاشقانه اي داشته باشن. از انتخاب و مهريه و جهيزيه و مراسم عروسي و ... چيزاي ديگه.
پرده آخر:
مهريه من
وقتي بعد از 5-6 جلسه صحبت و يک ماهي تحقيق، مطمئن شدم همسرم همون مرديه که ميتونم در کنارش خوشبخت بشم جواب مثبت دادم و قرار شد همراه خانواده براي تعيين مهريه بيان خونمون. چند روزي به مهريه فکر کردم، به تجربه هاي عملي که از زندگي دختراي فاميلمون ديده بودم، اينکه مهريه بالا تضمين خوشبختي دختر نيست، اينکه اگه زندگي تلخ باشه ميگه مهرم حلال جونم آزاد و مهريه هديه اي از مرد به زنه براي ايجاد محبت، اينکه مهريه بايد در حد وسع مالي پسر باشه، آخه مگه ميشه کسي وعده چيزي که نيست رو بده و اسمش رو بذاره هديه؟ و خوندم که اگه مرد قصد دادن مهر رو نداشته باشه عقد باطله و اينکه من و همسرم طلبه ايم و بايد الگوي سايرين باشيم ... و در نهايت ياد جمله امام علي عليه السلام تو نهج البلاغه افتادم : "زني که مهريه بالايي داره شومه" ! باعث شد عليرغم مخالفت پدر، برادر و همه فاميل 14 تا سکه رو پيشنهاد کنم.
بيش از 5 سال از زندگي مشترکمون ميگذره و تا حالا حتي براي يک لحظه هم نشده که نظرم در مورد مهريه عوض بشه. حتي يکبار!

خوشبخت باشيد
نوشته شده در  شنبه 24/9/1386ساعت  12:0 صبح  توسط گل بانو 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 7:28 ع] اين الطالب بدم المقتول بکربلا
[22/5/1387- 5:14 ع] بر ماسه هاي ساحل
[3/5/1387- 1:24 ع] راهي
[28/4/1387- 6:52 ع] نشناخته ورق زدن
[26/4/1387- 7:31 ع] !
[18/4/1387- 12:41 ص] متشکرم از توجه شما
[4/4/1387- 4:34 ع] اِنَّآ أَعْطَيْنَاکَ الْکَوْثَرَ
[26/3/1387- 7:12 ع] اردي بهشت
[آرشيو شده ها]

 

 پیوند های روزانه ( با مدیریت گل بانو )