به نام مسيح، ياوري براي محمد


سلام يا مسيح
مي داني به چه فکر مي کردم؟ به اين که اين فتنه ها از کي شروع شد واز کجا؟ چند سالي ست که اين توهينات باب شده. اين فيلم هاي ضد اسلامي. آن وقت ها که پدرانمان جوان تر بودند کدام يک از اين ها بود؟ وقتي هنوز انقلابي پا نگرفته بود کسي چه به کار اسلام و مقدساتش داشت؟


 همه ي اين ها وقتي شروع شد که دود شعله هاي رقصان انقلاب به چشمشان رفت و إلّا اين ها به دين بي رگ کاري ندارند، همين ملکه ي انگليس مگر نبود که به خداي هندو ها احترام مي کرد؟ احترام مي کرد چون خطري از سويش نمي ديد. ولي مگر اسلام از اين دين هاي بي بخار بود که بشود سرش کلاه گذاشت؟ نتوانستد ديگر! هر کار کردند نشد! گفتند: قبول! مسلمان باشيد ولي اسلامِ بدون سياست و عدالت! نشد. جنگيدند نشد.


تازه مگر فقط همين انقلاب بود؟ وقتي انقلاب پيروز شد بقيه هم جان گرفتند. مردم زير سلطه فهميده بودند که آزادي حق شان است و امريکا جز يک زورگو نيست و مي شود شکستش داد. انقلاب هاي ديگر هم جوشيد. کار فلسطين مي رفت که تمام شود ولي انقلاب که شد برنامه هاشان به هم ريخت. مردم لبنان و حزب الله پشتشان گرم شد به انقلاب. پس همه ي اين مکافات و گرفتاري هايشان زير سر انقلاب بود. انقلاب هم چون اسلامي بود اين همه کارهاي شومشان را به بن بست رساند. پس ديگر حال خودشان را نفهميدند، دست زدند به کارهاي بچه گانه و شروع کردند به تحريف انديشه ها و خواستند که وجهه اسلام را پيش جهان خراب کنند.


اگر درست به خاطر داشته باشم اولين توهينات را سلمان رشدي بود که به جان مردم انداخت. در همان کتاب کذايي آيات شيطاني. بعدش ديگران هم جري شدند. فيلم هاي مريم، بدون دخترم هرگز، سقوط عقاب سياه، محاصره، سيصد، فتنه و خيلي فيلم هاي ديگر کليد خوردند و روي پرده هاي سينما رفتند.


 مسلمانان هم دست روي دست نگذاشتند. تا توانستد اين گونه فيلم ها را محکوم کردند ولي چه فايده؟ بلند گو دست آن طرفي ها بود و همين که فيلم اثرش را روي ذهن مخاطب مي گذاشت به هدفشان مي رسيدند و ديگر اين اعتراضات مسلمانان سودي به حال آن ببيننده ي بيچاره نداشت. هر چند که اين فايده را داشت که نشان مي داد مردم ايران به دين، پيامبر و کتابشان بسيار پايبندند و تحمل هيچ گونه توهين را ندارند. اما نمي بايست کار به اين جا ها ختم شود. يعني يک مبارزه ي جديد شکل گرفته بود. مگر زمان 8 سال دفاع مقدس، رزمنده ها در برابر توپ و گلوله ي دشمن از چيز ديگري بهره گرفتند؟ نه! مبارزه، سلاح خودش را مي طلبد. وقتي او فيلم مي سازد و هنر را وسيله ي خودش قرار مي دهد خب مسلمان هم بايد به پا خيزد و از هنر بهره بگيرد.


 مي داني مسيح! من امروز هم به غرب اعتراض دارم هم به خودم و هم به مسلمانان مخصوصا ايراني ها! آخر وقتي اروپايي مسيحي فقط اين فيلم ها را مي بيند و حق انتخابي ندارد چون فيلمي از طرف مسلمانان به او عرضه نشده پس چه توقعي از او مي رود که اسلام را بشناسد و به اين دين گرايش پيدا کند؟ مي خواهم بدانم سياستمداران غرب که هر ساله بودجه ي خاصي را به مبارزه با اسلام اختصاص مي دهند آيا ايران هم بودجه ي مخصوصي دارد که دينش را به جهان عرضه کند؟ آيا فيلم سازان ايران دغدغه ي نشان دادن مردمشان را دارند؟ آيا دولت و رجال سياسي، هنرمندان را تقويت و حمايت مي کنند براي مقابله با اين فيلم هاي ضد اسلامي؟ پس اول بايد خودمان را مجهّز کنيم تا بتوانيم مقابل اين مبارزه ي جديدشان قرار گيريم.


 


* دعوت شده بوديم به موج نامه اي به مسيح. موج است و قوانينش. ما هم بايد دعوت کنيم.


از اولين رئيس جمهور ايران که بلاگر است ، از آقاي کامران نجف زاده ، از خانم ميترا لبافي ، از خانم عاطفه مير سيدي و از آقاي محمد حسين رنجبران دعوت به عمل مي آورم که در اين موج شرکت کنند.



نوشته شده در  جمعه 16/1/1387ساعت  1:38 صبح  توسط گل نور 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 7:28 ع] اين الطالب بدم المقتول بکربلا
[22/5/1387- 5:14 ع] بر ماسه هاي ساحل
[3/5/1387- 1:24 ع] راهي
[28/4/1387- 6:52 ع] نشناخته ورق زدن
[26/4/1387- 7:31 ع] !
[18/4/1387- 12:41 ص] متشکرم از توجه شما
[4/4/1387- 4:34 ع] اِنَّآ أَعْطَيْنَاکَ الْکَوْثَرَ
[26/3/1387- 7:12 ع] اردي بهشت
[آرشيو شده ها]

 

 پیوند های روزانه ( با مدیریت گل بانو )