30 بهمن 1384
با اينکه يک عاشورا داشتيم ولي احتمالا شما هم در دهه محرم به هر مجلسي که رفتيد يک بار ماجراهايش روشنيديد . بسته شدن آب به روي کاروان ، شهادت ياران امام ، حضرت ابالفضل وامام حسين ( ع) ، شيون و زاري زن ها و کودکان کاروان ، کشيدن گوشواره از گوش دختران ... و شب آخر مجالس هم که شام غريبان هست و دلي از عزا در مي آريم!
هر چه از زينب شنيديم و در تعزيه ها ديديم عشق به امام حسين و نگهداري از کودکان بود و اين نبود!
حالا بشنويد بقيه ماوقع را ...
* * * * * * * * * * * * * *
يکي بود يکي نبود ، زينب بود حسين نبود .
زير گنبد کبود ، زير طاق آسمون ، کاروان اسرا رفتند و رفتند تا به کوفه رسيدند .

کاروان وارد کوفه شد . يکي از حاضران روايت کرده که وقتي علي بن حسين را با زنان از کزبلا آوردند ديدم که همه مردم اهل کوفه گريه و زاري مي کنند .
امام سجاد ( ع) که از بيماري ناتوان بودند با صداي آهسته اي گفتند :« اينها بر ما گريه ميکنن! پس چه کسي ما رو کشته است؟»
سپس حضرت زينب (ع) به مردم اشاره کردند که ساکت باشيد و همه ساکت شدند .
صحبت هاش رو با ستايش خدا و درود به رسول خدا آغاز کرد و گفت :
« اي مردم کوفه . اي گروه نيرنگ و کلک و اي بي غيرت ها . اشک چشماتون خشک نشه ، ناله هاتون آروم نگيره ! شما مثل زني هستيد که تار و پودش را بعد از اينکه محکم تافته رشته رشته کنه و از هم جدا کنه . شما قسم هاتون رو دست آويز فساد کرديد . جز لاف زدن و دشمني و دروغ چي داريد ؟ مثل کنيزک ها چاپلوسي کردن و مثل دشمن ها سخن چيني کردن و مثل سبزه اي که روي فضولات حيواني سبز مي شه يا مثل گچي که روي قبر ها رو با هاش آرايش مي دن ، ظاهري زيبا و باطني گنديده دارين .
براي خودتون بد توشه اي از پيش فرستاديد که خدا را بر شما به خشم آورده و عذاب جاودان رو به اسم خودتون کردين . آيا گريه مي کنين؟ آري ، گريه کنيد که شايسته گريستن هستيد . زياد گريه کنيد و کم بخنديد که عار اون شما رو گرفت و ننگش بر شما آمد . ننگي که هرگز نمي تونيد پاکش کنيد .
چگونه مي تونيد اين ننگ را از خودتون پاک کنيد که فرزند خاتم انبيا و سيد جوانان اهل بهشت را کشتيد . کسي که موقع جنگ سنگ شما و پشت و پناه حزب و دسته شما بود و موقع صلح موجب آرامش دل شما و مرحم گذار زخم شما و موقع سختي ها پناهگاه شما و موقع جنگ ها و ستيز ها مرجع شما بود . آن چيزي که براي خودتون پيش فرستاديد بد است و آن بار گناهي که بر دوشتون گرفتيد براي روز قيامت بد است . نابودي بر شما باد نابودي! و سرنگوني بر شما باد سرنگوني ! تلاش شما به نا اميدي انجاميد و دست هاي شما براي هميشه بريده شد و کالا هاتون حتي توي اين دنيا ضرر کرد . خشم خدا رو براي خودتون خريديد و خواري و بيچارگي تون حتمي شد .
آيا مي دونيد که چه جگري از رسول خدا شکافته ايد و چه پيماني رو شکستيد . چگونه پردگيان حرم رو از پرده بيرون کشيديد و چه حرمتي از اون دريديد و چه خوني ريختيد؟ کار بسيار شگفت انگيزي کردين که نزديک هست از هول اون آسمونها از هم بپاشه و زمين بشکافه و کوه ها متلاشي بشه . مصيبت سخت و بزرگ و بد و کج و پيچيده و شومي هست که راه چاره نداره و در بزرگي و عظمت مثل در هم فشردگي زمين و آسمون هست .
آيا تعجب مي کنيد اگه تو اين مصيبت جان خراش از چشم آسمون خون بباره؟! هيچ مجازاتي خوارکننده تر از مجازات آخرت براي شما نيست . و آنها ( سردمداران حکومت اموي ) ديگه از هيچ طرفي بهشون کمکي نميشه . اين مهلت شما رو مغرور نکنه و خداوند بزرگ از شتاب زدگي در کارها پاک و منزه هست و از پايمال شدن خون نمي ترسه و او در کمين ما و شما هست . »
سپس زينب اشعاري خوند که مضمونش اين هست :
« چه خواهيد گفت هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله با شما بگويد: اين چه کاري بود که شما کرديد در حالي که آخرين امت هستيد. خانواده و فرزندان و عزيزان من، برخي اسيرند و برخي آغشته به خون. پاداش من که نيک خواه شما بودم اين نبود که با خويشان من بعد از من بدي کنيد. من مي ترسم عذابي بر شما نازل شود همانند آن عذاب که قوم ارم را هلاک کرد »
سپس حضرت زينب از مردم رو برگرداند . همه مردم حيران شده بودند و دست به دندان مي گزيدند .
پيرمردي که کنار من ايستاده بود و ريشش از اشک خيس شده بود دستشو به آسمون برد و گفت :
« پدر و مادرم به فداي اينها که سالخوردگانشان بهترين سالخوردگان و خردسالانشان بهترين خرد سالان و زنان آنها بهترين زنان و والا تر و بهتر از همه هستند »
... امام سجاد (ع) رو به زينب فرمودند :
« اي عمه خاموش باش . بازمانده ها بايد از رفته ها درس بگيرند و تو الحمد لله نخوانده دانا هستي و نياموخته خردمني و گريه و ناله رفتگان رو بر نمي گردونه . »
ادامه دارد ...
محتواي متن رو از سايتهاي تبيان و رشد و ... پيدا کردم ولي به قلم خودم نوشتمش . اگه کسي به نظرش ميرسه که باعث خدشه دار شدن اصل مطلب شده حتما بهم تذکر بده . منتظر قسمت هاي بعدي هم باشيد .
سخنان کوبنده زينب در مجلس ابن زياد ، مجلس يزيد و پس از بازگشت به مدينه .
پیوند های روزانه ( با مدیریت گل بانو )