14 فروردين 1385


-->اگر ضيق(ذيق؟ذيغ؟زيق؟...؟) وقت داريدتنها با خواندن متون آبي رنگ هم ميتوانيد نظر بدهيد .<--


هنوز هم کارتن ها را کاملا باز نکرده ام ولي قابل سکونت است اينجا .


چند تا مطلب آخر که در مورد حضرت زينب اينها بود را کول کردم آوردم به همراه لينکهايي چند از دوستان و آشنايان و کنتور که شرط لازم و کافي حيات وبلاگ است !


سال جديد است ديگر و تحولات بنيادين . انشاالله اينجا به مدد امکان موضوع بندي پستها ، به صورت تخصصي تر به مسائل زنان بپردازم .


 


کربلا که رفته بودم به خاطر آلودگي محيط سفارش مي کردند که ماسک بزنيم و من يک تير دو نشان زدم و روبنده مي زدم!


مکه هم که رفته بودم روبنده مي زدم البته به سبب هيز چشماني که در کوچه و خيابان ولو بودند !


شايد کمتر ، با کسي که روبنده بزنه مواجه شده باشيد و حسش رو بهتون گفته باشه .


روبنده ، پوشيه يا جلباب نوعي از حجاب است که امروزه بيشتر اعراب از آن استفاده مي کنند . قديمها در ايران ما نيز زنان روبنده هاي سفيدي مي زدند که در برخي فيلمها هم ديديم اما پس از کشف حجاب توسط رضا خان کم کم از جامعه ما رخت بربست .


ساختار روبنده به صورت پارچه اي مستطيل شکل و مشکي است که انواع يک لايه ، دو لايه و سه لايه دارد . اولين لايه داراي شکافي براي ديد چشم است . لايه دوم پارچه نازک و اغلب لطيفي به همان سايز لايه اول است که چشمها را بيشتر مي پوشاند و لايه سوم کاملا صورت را مي پوشاند . ميتوان بنا به موقعيت از يک ، دو يا سه لايه استفاده کرد . اين پارچه از پشت سر توسط بند يا کش روي سر محکم مي شود .


در اغلب شهرهاي ايران روبنده زدن رايج نيست و به سبب غير متعارف بودنش کساني که در شهر خودشان مثل قم يا مشهد هم روبنده مي زنند در شهرهاي ديگر از آن امتناع مي کنند . اما در اين قمي که ما ساکنیم روبندگان ! بیشتری هستند و اغلب آنها در کنار همسر روحانی شان دیده می شوند . با اینکه خود من هم در شرایطی روبنده زدم ام اما به محض دیدن چنین خانومی در خیابان اینقدر روی طرف زوم می کنم که یا من از رو بروم یا او... به هر حال پدیده عجیبی است ! وقتی خانومی را با روبنده از دور می بینی که  راه می رود نمی دانی دارد به جلو می رود یا عقب عقب راه می رود!!! عکسهایی که با روبنده میگیری که دیگر اند هنر عکاسی و چهره نگاری است ! اما آن زیر هم حال و هوای خودش را دارد .


وقتی روبنده می زنی : می توانی به هر جا خواستی نگاه کنی بدون اینکه کسی متوجه بشود ، می توانی آدامس بجوی بدون اینکه جلب نظر کنی ، می توانی حرف بزنی و بخندی بدون اینکه بهت بگن دختر سبک نباش! ، دیگر نیازی به گرفتن چادر و مراقبت از تخطی موها از زیر مقنعه نیستی ، و مهم تر اینکه ... می تواند خیالت راحت باشد که کسی نگاه گناه آلودی به تو نمی کند . البته نگاه چپ که فراوان است حتی در کشور های عربی که روبنده و چادر عربی قرین هم هستند اما تو مطمئنی که وظیفه ات را به نحو احسن انجام داده ای.


و البته معایبی هم دارد از قبیل کمبود نور ، اکسیژن ، نسیم خنک بهاری و ...نشان کردنتان که وای این دختره ملکه زیبایی است!


امروز در جامعه الزهرا دو ساعت کلاس نداشتیم و فرصتی بود برای تخلیه صحبتهای ایام تعطیلات . چهار نفر از همکلاسیهام که همگی همسر روحانی بودند به گفتگو نشستند و من شنونده بودم . از خاطرات تعطیلات گفتند تاااااا منع حجاب در فرانسه . دو نفرشان همیشه روبنده می زنند . ناراحت بودند که چرا نمی توانند در شهرهای دیگر روبنده بزنند ، یکی می گفت لباس شهرت است ، دیگری فتوایی را میگفت که گفته اند روبنده لباس شهرت نیست ، یکی دیگر تر می گفت  در کشورهای خارجی نباید چادر پوشید و آن یکی مخالفت می کرد . آخرش دستگیر ما نشد که چه کنیم . اما چیزی که مسلم است این است که لباس شهرت وقتی فتنه انگیز است که جای نگاه گناه آلود و معصیت گذاشته باشد ، آخر یک موجود سرتاپا سیاه را چه می شود کرد !


در پایان دو تجربه ام را در باب استفاده و تأمل در مورد پدیده روبنده ذکر می کنم که خالی از لطف نیست .


 


1-      در مواقعی که زن با وجود اینکه حجابش را کاملا رعایت کرده احتمال بدهد که مردی نگاه معنی داری به او می کند لازم است که بیشتر خودش را بپوشاند . مصداقش هم زائران ایرانی در عراق و عربستان که به خاطر جفت چشمان هیز مردان عرب اغلب روبنده می زنند البته برخی هم به بهانه اینکه روبنده جلب توجه می کند استفاده نمی کنند که بهتر است اینان پس از خواندن مطالب بالا تأملی کنند و کمتر بهانه بتراشند . ( قصد جسارت به مردان عرب نیست ، شاید به خاطر اینکه زنان عرب اغلب در زیر روبنده نهانند به دختران ایرانی لطف خاصی دارند! )


 


2-      با اینکه از قوم چادری طلبه هستم اما با دیدن خانوم روبنده ای حس خاصی بهم دست می ده . روبنده زدن نهایت حجاب هست ولی چه کنم ، وقتی می بینمشون حرصم می گیره!!!


مخصوصا اگه ناگهانی ببینم و دستکش هم پوشیده باشن و ذره ای ازشون پیدا نباشه . ولی این حس نه یک حرص گرفتن معمولیه بلکه یه جور احساس دوری می کنم باهاشون ، ارتباط باهاشون رو سخت می دونم و شاید کمی آمیخته با خوف هم باشه . و این هم از فواید روبنده است که نه تنها نگاهی رو برنمی انگیزه بلکه برمیگریزه! و من مطمئنم که برخی در مورد چادر پوشیدن ما هم این حس را دارند وگرنه چه دلیلی دارد که نگران پوشانیده ماندن دخترکانی چند باشند؟!


 




 


 برای دیدن تصاویر بیشتر کافیه توی گوگل سرچ کنید Niqab ... اگه با عنوان "روبنده" یا "پوشیه" دنبال عکس بگردید فقط سه دانه تصویر عائدتان می شود اما با عنوان Niqab یازده صفحه ناقابل! جای بسی شرمندگیست...


نوشته شده در  دوشنبه 10/7/1385ساعت  6:23 صبح  توسط گل دختر 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 7:28 ع] اين الطالب بدم المقتول بکربلا
[22/5/1387- 5:14 ع] بر ماسه هاي ساحل
[3/5/1387- 1:24 ع] راهي
[28/4/1387- 6:52 ع] نشناخته ورق زدن
[26/4/1387- 7:31 ع] !
[18/4/1387- 12:41 ص] متشکرم از توجه شما
[4/4/1387- 4:34 ع] اِنَّآ أَعْطَيْنَاکَ الْکَوْثَرَ
[26/3/1387- 7:12 ع] اردي بهشت
[آرشيو شده ها]

 

 پیوند های روزانه ( با مدیریت گل بانو )