سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

قهرمان من

ارسال‌کننده : در : 90/10/15 7:28 عصر

ندانی که باردار هستی
بدون توجه به هشت فرزند دیگری که در خانه داری
می‌روی به دل دشمن
می‌روی تا با عملیات استشهادی قدم‌های نحس دشمنانت را از کشورت پاک کنی
ولی تقدیر برگ دیگری را برایت ورق می‌زند
تو دستگیر می‌شوی
بعد از شکنجه‌های متعدد تازه متوجه می‌شوی پسر زیبایی بنام یوسف را بادار هستی
و این خبر، قدرتت در مقاب شکنجه‌ها را دوچندان کرد.
قدرتی که باعث شد با آن همه آزار و اذیت یوسف زنده بماند
و در قلبِ دشمن، پا به سرزمینش یعنی فلسطین بگذارد...
و سه سال کنار مادرش در زندان‌های سرد و تاریک، قوت قلب مادرش باشد...
اسم ش را می‌گذاری یوسف ، به یاد حضرت یوسف (ع) که سالها زندان‌های سرد و تاریک را بدون هیچ گناهی تحمل می‌کند...

موقع استقبال از فاطمه وقتی خودم را معرفی کردم و آزادی اش را به او تبریک گفتم، محکم مرا در آغوش کشید و چندین بار گونه‌های سرد مرا با بوسه‌های گرمش نوازش کرد.
برایم مثل یک رویا بود که یک زن مبارز فلسطینی را از نزدیک ببینم و صحبت‌هایش را از زبان خودش و با لحن خودش بشنوم.

حرفهای اسراتش را...
بدنیا آوردن فرزندش یوسف در زندان‌های مخوف اسرائیل را...
قضیه شنیدن مژده ی آزادی اش از زبان پیامبر (ص) در خواب صادقه ایی که در زندان اسرائیل می‌بیند...
قضیه قطع کردن شیرخشک یوسف بعد از دوماه توسط سربازان اسرائیلی
 قضیه زایمان ش ، اینکه زائوی اسرایلی سر بدنیا اوردن یوسف او را 4 ساعت شکنجه ی روحی و جسمی داد تا اینکه با نفرین فاطمه لحظاتی دید خود را از دست می‌دهد و ناچار می‌شود فاطمه را کمک کند..

هنوز که هنوز است، برق اشکانش در حرم حضرت معصومه (س) روحم را نوازش می‌دهد، آنجاییکه وقتی از او در مورد شهادت پرسیدم، بغض گلویش را گرفت و با چشمان سرخ شده اش گفت: «نمی‌دانم خدا چرا شهادت را قسمتم نمی‌کند...»

فاطمه ، قهرمان من، هفته ی گذشته ایران را برای همیشه ترک کرد و این پیام را از غزه برایمان ارسال کرد:
السلام علیکم ایها الاحرار، ارسل الیکم السلام و التحیات منی و من الجمیع الاخوه الاعزا. اخوتی لقد ترکتم بدمع العین و عندما وصلنا الحدود ایران و انا انظر من خلال الطائره و الله بکیت و هذا یدل علی وجودکم فی قلبی
بکل قوه من اخوه اطهار مثلکم و من شعب عظیم و حکومه رشیده و اسال الله لکم ایها الامه الواحده ان یحفظکم من کل سوء و مکروه

اختکم فاطمه الزق

سلام بر شما آزادگان، سلام و تحیات من و تمامی برادران بر شما. برادرانم با چشمانی اشکبار شما را ترک کردم و هنگامی که به مرزهای ایران رسیدم و  از داخل هواپیما بیرون را نگاه می‌کردم به خداوند سوگند که گریستم و این دلیلی است محکم بر حضور شما و برادران پاکی مانند شما و ملتی بزرگ و حکومتی سرافراز در قلبم. از خداوند می‌خواهم که شما امت واحده را از هر بدی و ناپسندی به دور نگاه دارد.
خواهر شما
فاطمه الزق


در اینجا فیلمی کوتاه
از ماجرای تولد یوسف الزق در زندان اسرائیلی را می توانید ببینید
اینجا مصاحبه ی مفصلی از صحبت‌هایش را می‌توانید بخوانید
کلیپ (فلسطین) ماهر زین را وقتی کنار صحبت‌های فاطمه می‌گذارم، اشک امانم نمی‌دهد، دانلود از اینجا

عکس های بیشتری که تهیه کردم را در ادامه مطلب مشاهده کنید

ادامه مطلب...


کلمات کلیدی : فاطمه الزق، زنان فلسطینی، عملیات استشهادی، اسرای فلسطینی، شکنجه، آیت الله جوادی آملی، امت واحده، زن مبارز، سربازان اسرائیلی

مامانهمسر

ارسال‌کننده : در : 90/10/7 5:53 عصر

زمانی بود که پسرها فقط با دختران کوچکتر از خود ازدواج می کردند و کارشناسان هم بهترین فاصله سنی را3 تا 5 سال می دانستند. کم کم ازدواجهای با فاصله سنی کمتر رایج شد و این روزها ازدواج  دختران و پسران هم سن، عادی شده است ، البته نظر کارشناسان مسائل اجتماعی این است که با توجه به  تعداد دختران و پسران مجرد در کشور، لازم است مسئله اختلاف سن از اولویت های ابتدائی معیار انتخاب همسر نباشد تا با رایج شدن ازدواج با فاصله سنی کم و یا هم سن ، آمار ازدواج به ویژه در دختران متولد دهه 60  افزایش یابد.

شاید مسأله سن در موضوع ازدواج اهمییت چندانی نداشته باشد ، اما نمونه هایی هر چند اندک از، ازدواج  دختران با پسرانی که بیش از پنج سال از آن ها کوچکترند جای تأمل دارد.در نگاه اول این گونه تصور می شود که مشکلات چنین ازدواج هایی چند سال بعد آشکار می شود ، اما صحبت با چند دختر که در آستانه ازدواج با پسرانی  5 الی7 سال  کوچکتر بودند،از نگرانی ایشان نسبت به سرپرستی خانواده حکایت داشت.  هنوز زندگی را شروع نکرده بودند اما بار سنگین مسئولیت زندگی را بر دوش خود احساس می کردند.معتقد بودند نقش اینان همسری نیست، بلکه "مامانهمسری "است.

البته توقع نقش مادری از همسر، اختصاص به این گروه ندارد و متأسفانه در برخی پسرها دیده می شود ،اما در خانواده ای که  مرد از همسرش کوچکتر است، زنان ناخودآگاه این مسئولیت را می پذیرند.

 در نگاه اول، راه حل پیشگیری از چنین مشکلی ، خودداری از این گونه ازدواج هاست، که جای بحث دارد، اما  نکته مهم تر، توجه به ضرورت ایفای نقش های  زن و مرد در خانواده، متناسب با ویژگی های هردو جنس ،در هر شرایط سنی است.  

   




کلمات کلیدی :

الکسا