سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

روز همسر مادر

ارسال‌کننده : گل دختر در : 85/7/10 6:34 صبح

عالم به جز از مهر علی پایه ندارد

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم

دیدم که علی نور بود سایه ندارد

 

      میلاد آسمانی امام علی ( ع ) و روز پدر؟! مبارکباد

ImamAli

 

 

در هیچ تقویم رسمی کشور نمی توانید عنوان « روز پدر » را در وصف این روز ببینید . حالا ما یک روز مادری داشتیم و جشنی و تبریکی ، طاقت نیاوردند و سه هفته بعدش را کردند روز پدر . گویند بهشت زیر پای مادران است و یحتمل در مشت پدران.زدامن زن ، مرد به معراج می رود و مردان خود به معراج رفته اند .  باز جای شکرش باقیست که امروز را روز مرد ننامیده اند . پلیز منبر نروید که فمینیست شده ای و از صراط مستقیم الهی به در . مگه بد می گم!؟ هر روز ما روز پدر و مرد است و تنها یک روز مادر داشتیم که در صدد مقابله به مثل آن برآمدند .  تقویم خالی از عنوان « روز پدر » هم دلیل صدق گفتارم .

کتابی دارم با عنوان « برای دخترم » ( انتشارات سروش )  که نامه برخی از پدران به نام ایران برای دخترانشان است که مناسب مطلب امروز بود ولی متاسفانه در دسترسم نیست . قسمتی از نامه چارلی چاپلین به دخترش را هم می توانید در مقدمه کتاب « فلسفه حجاب » شهید مطهری بخوانید .  در اسرع وقت جای این توضیحات را با مطالب آن کتاب پر می کنم .

....

اینقدر از در و دیوار اخبار لبنان می ریزد که حس می کنم دیگر جایی برای برداشتهای ذهن کوچک یک گل دختر نیست . دعاگویشان هستیم .

اللهم ثبت اقدامهم و انصرهم علی القوم الکافرین

 

راستی دیشب مراسم عروسی دعوت داشتیم . فکر می کنید ساعت 22 و 45 دقیقه شب چه اتفاقی افتاد!؟ در حال تناول شام بودیم که ناگه... ناگه... تلویزیون سالن روشن شد و سریال نرگس پخش کردند ! صدای قاشق چنگالها و پچ پچ های زنانه هم خوابید . یعنی به نوعی معجزه

 ...

 

راستی تر ... پست قبلی مربوط به میلاد با سعادت تک گل دختر دنیای نت ، بنده حقیر بود که از خداوند منان حنان وبلاگی صد و بیست ساله براشون آرزومندم .




کلمات کلیدی :

مبینا اینا

ارسال‌کننده : گل دختر در : 85/7/10 6:31 صبح

22 تیر 1385

وعده آپدیت زود هنگام به خودم ، بعد از یک روز پراسترس و تجربه خیلی نامعقول نیست . 

امروز ... افتتاحیه « طرح مبینا » بود .

طرح مبینا یک دوره آموزشی مباحث زنان هست که به مدت دو ماه و از طرف استانداری فارس در شهر شیراز در روز های چهار شنبه و پنج شنبه از صبح تا بعد از ظهر برگزار میشه . مجری این طرح موسسه حدیث هدایت هست . طرح ، شامل جلسات درس ، کارگروهی ، نمایش و نقد فیلم و نمایش کلیپ می باشد . در مورد اینکه « چرا مبینا ؟!» بهتره خودتون برید و توی وبلاگش بخونید . انشاالله توی وبلاگ هم سعی می کنیم با اخبار و عکسهای مبینا و تا حد امکان با مباحث درسی مطرح شده به روز باشیم .

روز قبل از افتتاحیه برای مجری پیش بینی شده برنامه مشکلی پیش اومد و از قضای روزگار و دست تقدیر ما رو به صورت پیش بینی نشده ای فرستادن پشت تریبون . بگذریم از سوتی ها و پس و پیش شدن فعل و فاعل و کم آوردن و چُرت ظهر گاهی در مقابل سخنران محترم و بعد ظاهر شدن با چهره و صدایی خواب آلود در مقابل حضار... همه اینها تجربه بود .  مهم اینه که یه سری از بانوان فرهیخته قبول زحمت فرمودن و کارآموزی بنده رو باالاجبار دیدند و شنیدند !  و مهم تر از اون ... موقع صحبت توی جمع یه مرحله به جلو پرتاب شدم و دیگه مثه بید باد خورده نمی لرزم!

( این پایینی خودم نیستما... اصلن مگه چیزی پیدا هس تو عکسه!؟)

طرح مبینا

راستی چند روز دیگه روز ولادت حضرت زهرا ( س) و روز زن هست . یه ایده توپ داشتم برای وبلاگم که اگه خدا همراهمان باشد و بخت یارمان ، عملیش می کنم .

 

* * * * * * * * * * *  

نه مثل ساره ای و مریم ! نه مثل آسیه و حوّا

فقط شبیه خودت هستی ! فقط شبیه خودت زهرا!

اگر شبیه کسی باشی ، شبیه نیمه شب قدری

شبیه آیه تطهیری! شبیه سوره اعطینا

شناسنامه تو صبح است ، پدر تبسّم و مادر نور

سلام ما به تو ای باران ، سلام ما به تو ای دریا




کلمات کلیدی :

غصه های جزیره

ارسال‌کننده : گل دختر در : 85/7/10 6:30 صبح

16 تیر 1385

سارا ، فیلیسیتی ، خاله هتی ، خاله اُلیویا ،... . الان می فهمم که با اینها زندگی کردم . از غمهاشان محزون شدم و از شادی هایشان شاد . وقتی که سریال قصه های جزیره را برای بار اول می ذاشت دوره راهنمایی بودم . شنبه ها علاوه بر مدرسه کلاس زبان هم داشتم و شبهای شنبه با هر بدبختی و بیخوابی کشیدنی که بود قصه های جزیره را میدیدم . بیش از یک سال !

هفته ها می گذشت و من و سارا اینا هم بزرگ می شدیم .

 اما یهو... یهو... اونا خیلی بزرگ شدن . یهو دیدیم فیلیسیتی داره میره خونه بخت . سارا رفته شهر دیگه درس بخونه . فیلیکس مرد جوانی شده برای خودش .

من هنوز همون دختر بچه راهنمایی بودم که زنگهای تفریح شمع ، گل ، پروانه بازی می کردم ؛ اما احساسات بچه های یهو بزرگ شده جزیره را می تونستم بفهمم .

الآن به بزرگی قسمتهای آخر سارا شدم ... اما نگرانم . نگران آن خواهر کوچولوی دبستانی که  قصه های سارا می بیند . آن هم هر روز ،نه هفته ای یک بار . سارا دوباره یهو به دنیای آدم بزرگها می پرد و خواهرم ...

دیگه گذشت آن زمان که دختر بچه ها با عروسکهای به سایز و اندام بچه عشق می کردند و برایش مادری می کردند . دیگه همبازی دختران ما باربی های بالغی هستند که دوست پسر دارند و باردار هم می شوند!

حالا تو مادر من... هی فرت و فرت برای دخترت باربی و وسائل باربی بخر و چشمت را به روی آینده اش ببند .

می دانستید اگر تمام عروسکهای باربی جهان را کنار هم قرار دهیم به طول هفت کمربند برای کره زمین می شود!؟

می بینید طول حماقت مردمان را؟!

 

طول حماقت مردمان این کره خاکی حتی طویل تر از نوار غزه ای است که وقتی در خواب جهانی بودیم باران تابستان بر سرشان بارش گرفت .

میشد در فریاد های « هدی » ، غم این جزیره دور افتاده از اذهان را شنید و بیدار شد . اما اگر موسیقی و گوینده اخبار و صهیون و زهر انار می ذاشتند!

غصه های جزیره به وسعت اقیانوس اطرافش است .




کلمات کلیدی :

دردانه هستی

ارسال‌کننده : گل دختر در : 85/7/10 6:29 صبح

8 تیر 1385

« اللهم صل علی فاطمه وابیها و بعلها و بنیها »

* * * * * *

به جای تحلیل تاریخ و روایات ، صرفا به نقل آنها می پردازیم و چنین است که شاهد تحریف تاریخ هستیم .

 اگردو پله بالاتر بودم حتما برداشت ها وتحلیل هایم را از سیره فاطمه زهرا (س) و زندگانی ایشان می نوشتم ولی الان مجبورم به همین اقوال بسنده کنم .

در زیر قسمتی از خطبه حضرت زهرا (س) را از کتاب « با جاری کوثر » به قلم مسعود پور سید آقایی می آورم ...

 

آنچه می کنید در پیشگاه خدا حاضر ، و ستمکار را به زودی فرجام کار حاصل است . منم فرزند آن پیامبر نذیر ، که بیم می داد شما را از آن چه پیش رو دارید ؛ ازعذاب شدید ؛ پس هر چه می خواهید بکنید ، ما هم کار خویش کنیم ، وانتظار کشید ما نیز انتظار می کشیم .




کلمات کلیدی :

از دامن زن ، مرد به معراج می رود

ارسال‌کننده : گل دختر در : 85/7/10 6:27 صبح

14 خرداد 1385

سالها می گذرد حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

اسم خرداد که می آید ، مو به تنمان سیخ می شود که باز ایام امتحانات و شبهای بیداری . مخصوصا این 14 و 15 خرداد که دو روز تعطیل رسمی بود و بعدش حتما امتحان جان داری می گذاشتند . اما حال که دوران پرتلاطم خردادهای دبیرستانی را پشت سرگذاشته ام ، شاید نیمه خرداد از دید یک دانشجوی طلبه معنای دیگری داشته باشد .

به پاس یک دل ابری دو چشم بارانی    پر است خلوتم از یک حضور روحانی

شعری است درباره امام که در ادبیات دبیرستان داشتیم از خانوم ... ... ! ( اسمشان را خاطرم نیست )

بزرگ مردی بودند امام که دراینجا مجال ذکر آن نیست . بااینکه در سال رحلت امام 3 سال بیشتر نداشتم اما به مدد رسانه ها و کتب توانستم تا حدی با افکار و عقاید امام آشنایی پیدا کنم تا آنجا که از عروج امام به شدت متاثر می شوم و آه از نهادم برمیخزد که ای کاش امام بودند و جامعه اینگونه نبود . دیشب برای بار n ام فیلم سینمایی « از کرخه تا راین » را گذاشت . سعید نابینا بود و مراسم رحلت امام را ندید ؛ من هم بعد از سالها بینا شده ام و متوجه شدم چه روح ملکوتی داشتند امام ، روحی که جز خدا آرامگاه دیگرش نبود .

امام دیدگاه های روشن و متینی درباره زنان داشتند . دو سخن معروف ایشان که « قرآن کریم انسان ساز است و زنان نیز انسان ساز » و « از دامن زن ، مرد به معراج می رود » را همه شنیده اند . شاید اگر امام بودند دیدگاه های مسئولان حکومتی در مورد زنان متعادل تر می شد . هم آنجا که عده ای میخواستند زنان را از عرصه مبارزه و سیاست و فعالیت های اجتماعی به دور کنند و هم آنجا که کسانی مثل اوریانا فالاچی وضعیت زنان را در کشور مان ، اسف بار و گرفته تلقی می کردند . چندی پیش کاربری در اینترنت بود که اصرار شدید داشت بر اینکه امام با حضور اجتماعی زنان مخالف بودند و دلیل و مدرک خود را نیز بیان داشتند . در صدد بودم که پیگیر قضیه شوم و خلاف آن را ثابت کنم اما فکر می کنم خاطره زیر کفایت می کند .

 

خانم ها باید در تمام مراحل شرکت داشته باشند

حجت الاسلام والمسلمین محتشمی : بعضی از آقایان از تهران و قم به امام در نجف پیام داده بودند که به هر حال ممکن است خانم هایی که در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت می کنند ، دستگیر شوند و هتک حرمت شوند ، و از این رو از امام خواسته بودند : شما مثلا بفرمایید که خانم ها در راهپیمایی ها شرکت کنند . اگر نظر شما به آنها برسد ، قطعا اطاعت می کنند . امام با شنیدن این پیام به شدت برآشفته و عصبانی شدند ، چون معتقد بودند مبارزه و حرکت سیاسی و اسلامی بدون حضور خانم ها قطعا ناقص است و به ثمر نمی نشیند . هر کس نیز که چنین اعتقادی ندارد اعتقادش فاسد است و انحراف و اعوجاج داد . پس از آن نیز پیام دادند :

« خانم ها دوش به دوش مردان و در کنار آقایان در تمام مراحل شرکت داشته باشند و هیچ کس حق ندارد که تفوهی ] حرف و سخنی [ نسبت به مسأله جدا کردن خانم ها از حرکت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی داشته باشد . »

 

منبع : مهر و قهر ( گلچینی از لطافتها و صلابتها در زندگی امام خمینی (ره) ) / محمد رضا سبحانی نیا ، سعید رضا علی عسکری ، انتشارات مرکز فرهنگی شهید مدرس




کلمات کلیدی :

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >

الکسا