بابا خسته شدیم از اینهمه تحجر. خسته شدیم از سالها عقب موندگی. بسه دیگه؛ چقدر باید زنهای ایران از کشورهای دیگه عقب
باشن؟ میدونید چیه؟ همش تقصیر این حجابه. چیه این دو وجب روسری؟ کی میخوایم بفهمیم این تیکه پارچه نمیذاره ما پیشرفت کنیم. ما میخوایم مدرن باشیم و بدون آرایش مگه میشه مدرن بود؟ اصلا اگه تیپ زن تو چشم نباشه و جلب توجه نکنه فرمول و معادله تو مخش نمیره. هیچ فکر کردین چرا همه ما زنها درد ریاضی داریم؟ به خاطر همین حجابه دیگه؛ نمیذاره اکسیژن به مخ آدم برسه واسه همینم زنهای ایرانی همیشه عقب تر از زنهای دنیان. با وجود حجاب نمیشه از نظر علمی و صنعتی با دنیا رقابت کرد و این یعنی نقض حقوق بشر تو ایران. باورتون نمیشه؟
بخونین:
-خبر1
-خبر2
-خبر3
یا شهید
اصلش نه به تجدّد بود، نه به آزادی، نه به زیبایی که این ها فقط شعار بود. برای این که دهن مردم را ببندند از این کلمات قلبمه استفاده می کردند که خیلی ها بالکل معنیش را هم نمی دانستند ولی جالب این بود وقتی ازشان می پرسیدی چرا چادر و روبند و روسری را کنار گذاشته ای، می گفت برای تجدد! آخر چند بار می خواهی متجدد شوی؟ 1400 سال پیش طوری تجدد یافتی که تا آخر خلقت به تجدد نیاز نداری . آن وقت می گویی چادر بر می داریم برای تجدد؟!
رضا خان ِ نَدید بَدید هم که چند زن ِ بی حجاب تُرک دیده بود ، دست و پایش را گم کرد . انگاری آن همه زن در حرم سرا بسش نبود؛ می خواست کلِّ زنان را بی عفت کند. همه اش هوس بود آقا جان! ولی من می گویم رضا خان هم مهره ای بیش نبود؛ یغنی جربزه اش را نداشت. همان سال 1299 هم انگلیسی ها روی کار آوردنش بعد هم که دیدند به درد بخور نیست گذاشتنش کنار، البته نه خیلی کنار ها ، در همین جزیره ی موریس! ...بله، داشتم می گفتم؛ همه ی آتش ها زیرِ سر ِ این انگلیسی ها بود. اصلش می خواستند تیشه به ریشه ی اسلام بزنند، گفتند زنان را به خیال خودشا متجدد(؟) کنند! عجب خوب زده بودند به هدف! اگر حجاب و اصلش عفت را از زنان و غیرت را از مردان می گرفتند فاتحه ی هر چه اسلام و مسلمانی و به تبعش ایران و ایرانی بود خوانده می شد.
این شد که رضا خان با وقاحت تمام با زن و بچه ی بی حجابش 17 دی 1314 در جشن فارغ التحصیلی دانش سرای دختران رسما اعلام کرد که چادر و روبند و کلّا حجاب ممنوع! ... بعد از انتشار این خبر مردم سه دسته شدند: یک گروه همین که با خبر شدند از خدا خواسته حیا و غیرت را قی کردند، یک گروه دیگر که مایه ی افتخارند تا جان داشتند چادرشان را حفظ کردند؛ سختی های بسیار کشیدند؛ سالیان ِ دراز در خانه ها ماندند و طعم تلخ کتک ماموران حکومتی را به جان خریدند ولی عفتشان را به حراج نگذاشتند؛
گروه سوم هم که به زور و اجبارِ باتوم و از ترس، حجاب را کنار گذاشته بودند بعد از انقلاب دو گروه شدند، عدّه ای سریع به حجابشان بازگشتند و عدّه ای هم که بی حیایی بِشان ساخته بود همان شیوه را دنبال کردند .
دیشب فکری شده بودم که آن مردم عفیف و پاک که حکومت به زور ِ باتوم و شکنجه می خواست چادر از سرشان بکشد، چه شد که امروز به جایی رسیدیم که باید با کلّی قربان صدقه رفتن بخواهیم کمی روسری شان را جلو بکشند؟ ... می گویم ها! نکند انگلیس، گوشه ی دنجی نشسته است و دارد به ریشمان می خندد...
اطراف حوض با باغچه های کوچکی احاطه شده. آن را که دور بزنی به ساختمان کتابخانه و پژوهشگاه جامعهالزهرا میرسی. زیرزمین این ساختمان واحد پاسخ به سوالات است. پر از رسالههای مراجع و فرمهای سوال و جواب و پاسخگو. طبقه همکف سالن شهید صدوقی است، مخصوص برنامهها. طبقه دوم قسمت مخزن،مدیریت کتابخانه ونوارخانه است،طبقه سوم سالن مطالعه، سایت کامپیوتر، نشریات و کتب مرجع. و طبقه چهارم پژوهشگاه. همین یک ساختمان کفایت میکند که تا آخر عمر غرق تحقیق و دانشاندوزی باشی و بفهمی هیچ نفهمیدی!
قسمت نشریات که با حساب سرانگشتی من آخرین شماره از حدود 60 نشریه در حیطه علومانسانی را داراست، بیش از سایر قسمتها توجهم را جلب کرده. مخصوصا نشریاتی مثل سیاحت غرب که در هیچ دکه روزنامه فروشی یافت مینشود ( آنم آرزوست!)
چندی پیش در فصلنامه بانوان شیعه مقالهای دیدم با عنوان « رویکردی قرآنی به گونه ها و مدلهای برتر و نازل حجاب » پس از مطالعه، به نیت وبلاگ یک کپی از آن تهیه کردم.
انشاالله برآنم که قسمتهای اصلی مقاله را به اضافه حاشیههایی تراویده از ذهنم در چندین قسمت اینجا درجکنم. عمده مقاله، بحثهایی در مورد انواع حجاب و استدلالات قرآنی آن است که می توان آنرا به خوبی به موضوعات به روزتری نظیر حجاب اینترنتی، چادر ملی و ... مرتبط ساخت.
نویسنده مقاله خانم فروغ نیلچی زاده کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی، مدرس حوزه و دانشگاه و رئیس گروه پژوهشی دختران و زنان جوان در سازمان ملی جوانان میباشند.
برای شروع بد نیست که نگاهی به چکیده مقاله داشته باشیم.
رویکردی قرآنی به گونه ها و مدل های برتر و نازل حجاب
حجاب قرآنی دارای ابعاد و شاخص های پنج گانه است: حجاب نگاه، حجاب گفتار، حجاب رفتار، حجاب فیزیکی بدن و حجاب قلب. حال آنکه بنابر باور غلط، حجاب صرفا به پوشش فیزیکی بدن اطلاق میشود. هر گاه چهار بعد اولیه در حداقل مورد نظر شریعت ناب و در حد یک هنجار اجتماعی رعایت شود، به حجاب نازل دست یافتهایم و هرگاه ابعاد پنجگانه به نحوی فراگیر و یکپارچه با مشخصات تمام و کمال قرآنی جامه عمل بپوشد، برترین نوع پوشیدگی رخ مینماید و جامعه به ارزشها و کرامتهای انسانیاش نزدیک شدهاست. «جلباب» حجاب برتر و «خمار» حجاب نازل است که متناسب با ریشههای تمدنی هر عصر جغرافیایی در جهان اسلام به اشکالی زیبا و متنوع تجلی کردهاست.

به نام او
ساده بودم و پوشیده اما چادر سرنمیکردم.
سوم دبیرستان که بودم ، تو روزنامه مطلبی دیدم که منو حسابی به فکر فرو برد.
.
خبرگزاری بی بی سی:
مشاور وزیر امور خارجه امریکا گفت:
...تا زمانی که در خیابانهای تهران زنهایی با چادر باشند ما امیدی به ایران نداریم...
.
اون روز با خودم گفتم:
خدایا دست من که به گردن کلفتا نمیرسه.
...در توانم نیست که مانع فرو ریختن سقف خونه ها رو سر زنها و بچه های فلسطینی بشم.
.......وقتی صدام لعنتی دست کثیفش را به کشورم درازکرد هم سنی نداشتم که بتونم برم جبهه.
..........درسته که با مانتو روسریم حجاب دارم .
اما
حالا که میتونم با چادر حال آمریکا و اسرائیل و نوچه هاش را بگیرم!
این کار را میکنم!
یادمه اون شب مهمونی دعوت داشتیم ومن سر موقع آماده بودم اما ؛پدرم منو با خودشون نبرد.
فقط چون چادر سرم بود.
...............خدا رحمت کنه شهید مطهری رو به خاطر کتاب حجابش.
......................از وقتی چادری شدم ، پلاکارد down with israel دستم نگرفتم.
...........................در عوض چادرم رو محکم نگهمیدارم.
پیوند های روزانه ( با مدیریت گل بانو )