بسمه تعالی
سلام
تقویمت را ورق زدهای؟... سهشنبه 27 آذر شهادت دکتر محمد مفتح، روز وحدت حوزه و دانشگاه.
دکتر مفتح یک مجتهد و عالم بزرگ و همچنین استاد و رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران بودند که در 27 آذر ماه سال 1358 در مقابل دانشگاه مظلومانه به شهادت رسیدند و به دلیل فعالیتهای بسیار این عالم بزرگ در دانشگاهها، روز شهادت ایشان روز وحدت حوزه ودانشگاه نامیدهشد.
معمولا کسانی که میفهمند هم دانشگاه درس میخوانم و هم جامعةالزهرا، اولین سوالی که با تعجب میپرسند این است که:« آخه چطوری؟! سخت نیست؟ حالا به نظرت خوبه یا نه؟»
به نظر من اگر به هدفمان از درس خواندن توجه کنیم میبینیم که این دو با هم منافات که ندارند هیچ، بلکه مکمل همدیگر هم هستند. شاید حتما نیاز نباشد در هر دو لباس طلبه و دانشجو باشیم؛ اما بسیار خوب است که از هر دو نظر خودمان را غنی کنیم؛ یعنی در هر رشتهای که مشغول به تحصیلیم حتما باید به فکر پرورش روح و صفات عالیه در وجودمان هم باشیم.( علم+تهذیب نفس)
چرا که برای برپایی فرهنگ اسلام، یعنی فرهنگ صداقت، عدالت، گذشت و ایثار، یکرنگی و ... باید تمام کسانی که در هر لباس و پست و مقامی به فعالیت مشغولند این صفات عالیه را در خود پرورش دادهباشند وگرنه علمی که میآموزند غرور و سنگدلی و دوری بیشتر از خداوند را برای آنان به بار میآورد و همان بمبها و موشکهایی میشود که ظالمانه بر سر مردم بیگناه ریخته میشود و به قول شاعر معروف، سنائی: چو دزدی با چراغ آید گزیدهتر برد کالا.
آیا میدانید عالمان و عارفان بسیاری بودهاند که در علوم همچون نجوم، ریاضی، فیزیک و ... نیز تبحر داشتهاند. به عنوان مثال عارف بزرگ علامه حسنزاده آملی در علم ریاضی،موسیقی و... نیز تسلط بسیار دارند و یا حکیم عمر خیام، عالم و عارف بزرگ از شعرای معروفی بودهاند که علوم کیمیا، نجوم، ریاضیات، پزشکی و ... را نیز میدانسته اند و یا افراد بسیار دیگری همچون خواجه نصیرالدین طوسی، ابوعلیسینا و ... .
امروزه با همدستی و وحدت حوزه ودانشگاه میتوان از بسیاری ضعفها و مشکلات حوزه و دانشگاه کاست؛ همانطور که شاهد پیشرفتهای علمی و افتخارآفرین دانشجویان با اخلاص و باایمانمان در زمینههای مختلف به عنوان مثال انرژی هستهای، سلولهای بنیادی و ... هستیم که با توکل بر خداوند و توسل به اهل بیت- علیهم السلام- توانستهاند به اهداف بزرگ خود برسند و یا در طول تاریخ به ویژه زمان انقلاب، نقش روحانیت در بیداری و رهبری مردم و سوق آنان به سمت پیروزی غیر قابل انکار میباشد.
پس ای دوست عزیزی که در لباس دانشجو مشغول تحصیل علمی، و ای دوست گرامی که در لباس طلبه تحصیل علم میکنی، بدانید که هر دو به هم نیازمندید و جامعهای زیبا و مزین به آرمانهای اسلامی منتظر همدلی و همکاری شماست؛ پس
دست دوستی را بیش از پیش به سوی هم دراز کنیم و با شناخت وظیفه خویش تمام تلاشمان را در جهت تحقق آن بنماییم.
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد
از دوم دبیرستان که بودم طی تحولات فکری بیشتر به فعالیت های فرهنگی روی آوردم. فعالیت های قرآنی در جامعه القرآن، عضویت در انجمن اسلامی دبیرستان، همکاری با واحد قرآن و کامپیوتر کانون رهپویان وصال شیراز، شرکت در کلاسهای خبرنگاری و همکاری دورادور با بعضی نشریات و طرح های ریز و درشتی که به ذهن خطور می کرد و مجالی برای محقق شدنش نبود. با ورود به حوزه و دانشگاه و جدی تر شدن وبلاگ نویسی فعالیت ها رنگ دیگری گرفت.همکاری جدی تر با یک نشریه، پس از آن بسیج دانشگاه و کانون قرآن و نهج البلاغه را مأمن فعالیت ها دانستم، آشنایی با انجمن سینمای جوان، دفتر توسعه وبلاگ دینی، مرکز تخصصی مهدویت، انجمن علمی کامپیوتر پیام نور، همه و همه تجربیات ارزشمندی را رقم زد اما هیچ کدام منزلگاه آخرم نبود.
از این مرکز به آن دفتر، از این نهاد به آن ستاد. جالب این که در این میان قشر خاصی از دختران ِ هم فکر بودیم که همگی از اینجا به آنجا می شدیم و گوشه ای از کارها را دست می گرفتیم. شیراز که بودم از میان وبلاگ نویسان، کوثر بود که دغدغه فعالیتهای فرهنگی داشت و هنوز هم مصرانه ادامه می دهد. از دوستان قمی بیشتر از همه ایمانه در ذهنم مانده. می دانم که در دانشگاه عمیقا فعالیت داشت، وبلاگ را مجدانه می نوشت، با مرکز تخصصی مهدویت در ارتباط بود و دیگر ندانم.
همچون فعالیت هایی را بیشتر دختران مذهبی امروزی در کارنامه خود دارند و ابدا بالیدن ندارد! اما واقعا چقدر توانسته اند برای دین و کشور خود مثمر ثمر باشند؟ به جز جرقه های ناگهانی که شاید در ذهن کسی درخشیدن گرفته باشد و دیگر نور شدنش با ما نبود. فعالیت های مقطعی، پراکنده و گاهی غیر تخصصی که در یک نگاه کلی برای پیروزی اسلام بر کفار در جهان هستی فاقد ارزش است.نیروهایی جوان و خلاق با پتانسیل بالا که هر کدام برای خودشان تفکری دارند و بسیار بیش از این می توانند در اعتلای پرچم حق موثر باشند.
فعالیت در نهادهای دولتی و بعضی مراکز خصوصی به عنوان فرصتی برای کسب تجربه حتما لازم است؛ اما کافی نیست. خودتان را دست کم نگیرید. وقتی اسلام دینی است که قابلیت جهانی شدن دارد، چرا یک مسلمان به فعالیت های گسترده تر روی نیاورد؟
در بهترین حالت که تصور شود آن مراکز برای اقدامات خانم ها استقلال فکری قائل باشند و تنها به استفاده ابزاری و کارهای اجرایی بسنده نکنند، باز هم می توان به هدف ِ تخصصی تر کردن فعالیت ها، حضور در مجامع بین المللی، کانال ارتباطی بین مردم و دولت و از همه مهم تر تمرکز نیروها و مضاعف شدن توان،به تأسیس یک سازمان مردم نهاد*( سمن ) اقدام کرد.
...جهانی بیندیشید...
( این موضوع ادامه خواهد داشت )
_______________________________
*Non-governmental organization
نوشتن برایم سخت است.
نه اینکه ندانم چه میخواهم بنویسم، بلکه نمیدانم از کجا باید شروع کنم.
و حالا در کنار دوستانم مینویسم تا همیارم باشند در راه زیبای نوشتن.
-----------------------
چشمانم را بسته بودم و دست به نردهها بالا میرفتم.
لحظه شماری می کردم تا هر چه سریعتر برسم.
در ذهنم مرور می کردم که وقتی رسیدم چه بگویم و چه بخواهم...
ثانیه به ثانیه داشتم نزدیکتر می شدم.
صدای قلبم را می شنیدم.
پاهایم سست شده بودند.
به بالای پله ها رسیدم.
در بسته بود.
دستانم را به پنجره ها حلقه زدم.
می ترسیدم چشمانم را باز کنم.
آخر این چشمها لیاقت دیدن این قبرها را ندارد!
احساس سبکی و آرامش میکردم.
آرام آرام پلک هایم را باز کردم.
چهار قبر غریب...
السلام علیکم یا ائمه البقیع(علیهم السلام)
دیگر این پاها مال من نبودند. بی اختیار روی زمین نشستم.
چشمانم با قطره های اشک حس حضور را برایم معنا می کرد.
و چه زیبا بود در کنار غربت بقیع ، حضور مادر را نیز لمس کردن...
□ «... ایاک نعبد و ایاک نستعین ... اهدنا الصراط المستقیم ...»؛ عجب مصیبتی شده این مستقیما! چقد امروز به خاطر همین مستقیم معطل شدم، چقد خسته شدم، آخرشم پیاده ... ولی خب، خوب شد پیاده اومدم و صابری رو دیدم، چقدر عوض شده بود! دو سال بیشتر نیست که ندیدمش ولی به قاعده ده سال بزرگتر شده!
یادش بخیر ... چه روزایی داشتیم ... چقد میخندیدیم و اذیت میکردیم. خندههایی که امروز اثری ازشون توی چهرهاش ندیدم، خندههایی که امروز جاشون رو به غمهای بزرگ دادن ... ولی این صابری هر چقدر هم عوض شده باشه، هنوزم همون قدر دقیق و ریزبینه، هیچکس غیر از اون نمیتونست بفهمه خط اتوی چادرم کجه ... آخ آخ یادم باشه نمازم که تموم شد، برم درستش کنم که فردا کلی کار دارم ... خدا کنه تو مصاحبه قبول بشم، شاید ... «الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر»
ـ قبول باشه خانومی، التماس دعا
ـ قبول حق باشه، محتاجیم.
□ «آیت الله العظمی بهجــت» ـ مد ظله العالی ـ در پاسخ به شکوه از عدم حضور قلب در نماز بیان داشتند:
احساس لذت در نماز، دو سری مقدمات دارد:
1. مقدمات خارج از نماز: این که انسان گناه نکند تا نورانیت در دلش راه یابد.
2. مقدمات در خود نماز: این که باید حصاری دور خودش بکشد تا غیر خدا داخل نشود. البته گاهی بی اختیار توجهش مشغول غیر می شود ولی به محض التفات باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.
و سپس این حدیث را از امام علی ـ علیه السلام ـ نقل کردند که:
«اعلم ان کل شی من عملک تبع لصلاتک، افضل اصلاح الصلوه ادائها فی اوائل اوقاته، و اعلی اصلاحها الاقبال بالکل فیها علی الله تعالی»
:بدان همه کارهای تو تابع نمازت است؛ برترین اصلاح نماز آن است که نماز را در اول وقت به جای آوری و والاترین راه اصلاح نماز آن است که در نماز با تمام وجود به خداوند روی آوری.
و ایشان ادامه میدهند: و بدان که نماز در اول وقت به توجه تام به خداوند منجر میشود ... برای آن که بخواهد.
عمریست در تار و پود ثانیهها، آواره «تـــــو»ام.
این جا که در میان آدمها تنهاترینم، تو انگار گم شدهای و یا این منم که گم شدهام در های و هوی صبح و شب شدنها. با رعد و برق بغضها، چشمهای من، تو را میرسند و تا تو را میرسند، کور میشوند و دوباره ... و باز میبینم که ندارمت، که نیستی، که نیامدهای ...
چقدر دلم برای بودنت گرفته است. لحظهها هنوز و هنوز یاد تو را فریاد میکنند. نبض زمان برای تو میزند و شبها برای تو صبح میشوند. آسمان برای تو بغض میکند و تو نیستی و قلب زخم خورده تاریخ باز نمک میخورد.
آقای عشق! نقطه اتصال همه! با ما بگو کی میآیی؟ ...
تا پایان عمرم، غزل آمدنت را خواهم سرود و چشمهایم را نذر قدمهایت خواهمکرد ... شاید که در روزگار آمدنت نباشم.
رئیس جمهورهای بیسواد!
«در حالی که ما در ترکیه به دنبال ریاستجمهوری یک زن هستیم، زنان ایرانی به خاطر پوشش تحت آزار قرار میگیرند.»
(روزنامه صباح ترکیه)
این یعنی در حالی که زنان یک کشور (ترکیه) از حق تحصیل محروم میشوند، به ریاستجمهوری هم میرسند! تعجبآورتر اینکه پیشرفتهای وسیع زنان محجبه میهن اسلامیمان نادیده گرفته شده، فغان از دست رفتن فضائل زنان ایران سر داده می شود.
گروهی نیز در داخل کشور حرکت عظیم و پربرکت نیروی انتظامی را برای افزایش امنیت اخلاقی و اجتماعی، مصداق بارز خشونت و سلب آزادی نامیده، به انحای مختلف کارشکنی میکنند. با این همه، همکاری نهادها و سازمانهای مختلف از جمله صدا وسیما را در این راستا نباید نادیده گرفت.
... به امید روزهای خوش فردا.
پیوند های روزانه ( با مدیریت گل بانو )