روز عشق و محبت و روزهایی برای یادآوری ارزش های انسانی برای همه مون لازمه. لازمه بگیم فلان روز، روز بدون دروغ باشه، روز دیگه ای روز عفاف باشه و هزار و یک ارزش دیگه که 365 روز براشون کم هست؛ اما باید ببینیم هدف از یادآوری هر کدام ار ارزش ها چی هست و چه فضایی رو در جامعه درست می کنه.
در یک کلام باید گفت شاید ولنتاین بهانه ای باشه که ارزش فراموش شده ی عشق را در دنیای ماشینی یادآوری کنیم؛ اما متاسفانه به جای اینکه اعضای یک خانواده و همسران این روز رو گرامی بدارن بین دوستی ها دختران و پسران رایج شده. اگر ولنتاین ریشه ای شرقی داشته باشه هم توجیه مناسبی برای عمل به آداب و رسومش بین دختران و پسران نیست. حتی اگر مناسک دینی و مذهبی ما به نحوی برگزار بشن که فرصت طلبان بتونن اونها رو وسیله گناه بکنن اصلا قابل قبول نیست. شرکت در مراسم های دعا، عزاداری، سفرهای زیارتی، تحصیل علم و ... همه دارای ارزش و قداست هستند؛ اما این دلیل نمیشه گمان کنیم با وجود هرگناهی که به واسطه این اعمال انجام بشه شایسته تقدیس هستند.
به نام خدا
میگن نیازهای اولیه آدم خوراک و پوشاک و مسکنه. حالا چقدر و چه جوریش بمونه اما به نظر شما میشه هر کدوم از نیازها رو منحصر به روز یا مدت خاصی کرد؟! مثلا بگیم یه روز، روز خوراکه و هرچی خوردنیه اون روز بخوریم . یه روز دیگه بشه روز پوشاک و فقط اون روز لباس بپوشیم . یه روز هم روز مسکن یعنی اون روز یه سقفی بالا سرمون باشه. اینجوری همه نیازهامون تامین شده؟! یا هر روز آدم باید هرسه تا رو داشته باشه؟
آدم یه موجود عاطفیه و به عشق و محبت نیازداره؛ میشه واسه اینم یه روز خاصی بذاریم و اون روز محبت کنیم و محبت ببینیم؟ اینجوری نیازمون تامین میشه؟ یا هر روز و هر لحظه آدم باید گرمای مهر و محبت رو حس کنه؟ یه روز بدون عشق معنی میده؟
اصلا این عشق چی هست؟میگن پسری مریض شده بوده و حسابی آشفته و پریشون بوده و هی میگفته من عاشق شدم و بدون اون دیگه یه لحظه هم نمیتونم زندگی کنم و... خلاصه دم از عشق میزده. مادرش میبینه خیلی اوضاع پسرش خرابه و باید یه کاری براش بکنه. ازش میپرسه: پسرجون! عاشق کی هستی؟ بگو تا همین امروز برم خواستگاری. پسره میگه: هر کی شما بگی...!
نیاز به ازدواج همون عشقه؟ یا خدای نکرده اینکه پسری با چند تا دختر رابطه داشته باشه عشقه؟ یا اینکه گفتنI LOVE YOU به اولین کسی که از راه رسید میشه عشق؟!
نیاز آدم با یه روز به مناسبت عشق تموم میشه؟ اصلا این روز ولنتاین ریشه اش چیه؟ هیچ میدونستید اقوال مختلفی در مورد تاریخچه این روز هست؟ بعضی میگن این روز رو یه گروه سیاسی زیر زمینی اروپایی به این اسم گذاشتن و هیچ ربطی هم به عشق نداره و کاملا سیاسیه.خیلی جاها هم اومده که اساس روز ولنتاین یه سری اعتقادات خرافیه مثل اینکه اون روز اسمشون رو رو یه تیکه کاغذ مینوشتن و میذاشتن تو یه گلدون یا بطری و اولین کسی که اون کاغذ رو برمیداشت عاشقش بود و...
چند سالیه روز ولنتاین مد شده. هیچ میدونستید بیشترین چیزی که باعث ترویج این روز شده اجناس فانتزی چینیه. پس شاید بشه گفت انگیزه انداختن این اسم سر زبونا کشوندن جوونا به مغازه ها و خریدن جنسای بنجل چینه. میدونستید انقدر که بازار ولنتاین اینجا داغ شده تو اروپا خبری نیست؟!
پرده اول:
به شرطها و شروطها!
تا حالا شنیدین که میگن: ازدواج یه امر مقدسه، آدم با ازدواج نیمی از دینش رو کامل میکنه، یک نماز متاهل برابر هفتاد نماز مجرده و ... تشکیل خانواده خیلی مهم و ارزشمنده و رمز بقای یه جامعه ست اما: به شرطها و شروطها!
یکی از مهمترین ملاکهایی که میتونه باعث تقدس یک ازدواج بشه، انتخاب درسته. انتخابی که شاید مهمترین انتخاب آدم تو زندگیشه. اگه دختر و پسر انتخاب درستی داشته باشن میتونن نسبت به آیندشون مطمئن بشن اما اگر خدای ناکرده انتخاب غلط باشه و به جای عقل و منطق، انتخاب با محوریت احساس باشه میتونه مبداء بدترین اتفاقات بشه.
چند روز پیش،سالگرد بهترین انتخاب عالم بود، انتخاب درستی که مبداء تحول تاریخ شد. انتخابی که براساس عقل و شرع انجام شد.بهترین پسر عالم به خواستگاری بهترین دختر عالم رفت.
داماد: آیا زیباترین پسر بود؟ خوش تیپ ترین بود؟ پولدار ترین بود؟ خونه شخصی داشت؟ مرکب حسابی داشت؟ باباش پولدار بود؟ و...
عروس: آیا زیباترین دختر بود؟ خوش تیپ ترین بود؟ گرونترین جهیزیه روداشت؟ باباش میلیاردر بود؟ آیا مهریه بالایی داشت؟ آیا جشن عروسیشون خیلی توپ بود وکلی بریز بپاش کردن؟ پس چی باعث شد اون دوجوون پیوند مقدسی داشته باشن و عاشقانه زندگی کنن؟
پرده دوم:
به جای حرف کمی عمل
یکی دوسال قبل از ازدواجم با دختر تازه مسلمونی آشنا شدم که با تحقیق و آگاهی اسلام رو به عنوان دینش انتخاب کرده بود. یکی از حرفای او که هیچوقت فراموشش نمیکردم سفارشش در مورد نهج البلاغه بود. یادمه میگفت: متعجبم از کسی که اسم خودش رو مسلمون گذاشته ولی نهج البلاغه نمیخونه، چه برسه به مدعیان تشیع! در مورد خیلی مسائل باهم حرف میزدیم یکیش ازدواج بود. میگفت: اگه دخترا و پسرا، روش ازدواج و زندگی امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها رو سرمشق خودشون قرار بدن میتونن زندگی عاشقانه ای داشته باشن. از انتخاب و مهریه و جهیزیه و مراسم عروسی و ... چیزای دیگه.
پرده آخر:
مهریه من
وقتی بعد از 5-6 جلسه صحبت و یک ماهی تحقیق، مطمئن شدم همسرم همون مردیه که میتونم در کنارش خوشبخت بشم جواب مثبت دادم و قرار شد همراه خانواده برای تعیین مهریه بیان خونمون. چند روزی به مهریه فکر کردم، به تجربه های عملی که از زندگی دخترای فامیلمون دیده بودم، اینکه مهریه بالا تضمین خوشبختی دختر نیست، اینکه اگه زندگی تلخ باشه میگه مهرم حلال جونم آزاد و مهریه هدیه ای از مرد به زنه برای ایجاد محبت، اینکه مهریه باید در حد وسع مالی پسر باشه، آخه مگه میشه کسی وعده چیزی که نیست رو بده و اسمش رو بذاره هدیه؟ و خوندم که اگه مرد قصد دادن مهر رو نداشته باشه عقد باطله و اینکه من و همسرم طلبه ایم و باید الگوی سایرین باشیم ... و در نهایت یاد جمله امام علی علیه السلام تو نهج البلاغه افتادم : "زنی که مهریه بالایی داره شومه" ! باعث شد علیرغم مخالفت پدر، برادر و همه فامیل 14 تا سکه رو پیشنهاد کنم.
بیش از 5 سال از زندگی مشترکمون میگذره و تا حالا حتی برای یک لحظه هم نشده که نظرم در مورد مهریه عوض بشه. حتی یکبار!
پیوند های روزانه ( با مدیریت گل بانو )