گلدختر جوابت را به نظرم در پست قبلي خوندم از منطقت خوشم اومد واسه همين دوباره مي نويسم
ببين كلا هر فردي كه به مذهبي اعتقاد داره با تعصب خاصي از مذهبش دفاع مي كنه تعصب و تعصب و تعصب مشكل همين جاست
تا زمانيكه تعصب در حيطه تفكر حذف نشود ادم به جايي نمي رسد ادم معتقد به مذهب مي ترسد به خدايش شك كند به دينش شك كند
به چيز هايي كه از بچگي در گوشش خوانده است شك كند ادم مذهبي به اسم اين كه عقل ناقص است شكيات را به ان دنيا وا مي گذارد
و با فرشته هاي چپ و راستش زندگي مي كند
همين است كه تو شيعه اي چون پدرت بود و ديگري يهودي چون پدرش
ولي بي دين به خود مي بالد كه شك كند براي بي دين فرقي بين اعتقاد و ايمان نيست
بي دين اگر به ديني هم گراييد واقعا مي پذيرد و هيچ گناهي هم نخواهد كرد چون تا چيزي را نفهمد ككش هم نمي گزد و وبه شيطان هم اعتقاد ندارد كه گول بخورد
ادم بي دين تعصب در حيطه ي عمل را درست مي داند