سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

دخترا

ارسال‌کننده : در : 89/7/18 5:9 عصر

عکس طاهره

دختر و پسر تفاوت های زیادی دارن. چه از نظر جسمی چه روحی.
حالا منظورم روحیه. از همون کوچیکی تفاوت دختر و پسر مشخصه. اینو کسی مثل من که هر دوتاشو داره خوب میفهمه. مثلا همین «راضیه» ی ما تقریبا از یک سالگی رو لباسهاش حساس بود. خودش دوست داشت انتخاب کنه چی بپوشه. اما «محمدجواد» اینطوری نبود. البته این روزها که مدرسه ای شده اونم به ظاهرش بیشتر اهمیت میده ولی هرکاری تو این زمینه کنه به پای راضیه نمیرسه.
تو فامیل، منو چند تا دختر و پسر دیگه تقریبا با هم بزرگ شدیم و اختلاف سنی خیلی کمی با هم داشتیم. بیشتر وقتا مشق هامون رو با هم مینوشتیم.( یاد قدیما به خیر که رفت و امد خیلی بیشتر از حالا بود و بچه ها فامیلا رو زود به زود میدیدن واجتماعی تر بودن.)
یادمه اون موقعا دفتر مشق خودم و دختر خالم و دختر عموم رو با دفتر مشق پسرای فامیل مقایسه میکردم. خیلی فرق داشت. از جلد کردن و گل و بلبل کشیدن گرفته تا قشنگی خط. ما دخترا برا نوشتن از چند رنگ استفاده میکردیم اما پسرا خیلی ساده تکالیفشونو انجام میدادن.
دخترا کلا به زیبایی خیلی اهمیت میدن. حتی وقتی ابتدایی هم بودیم بعضی از دخترا وقتی ساعت مدرسه تموم میشد و زنگ میخورد مثل تیر میفتن دستشویی، دستشونو با آب خیس میکردن و چند شیوید بیرون زده از مقنعه شونو صاف میکردن. نمیدونم مداد گلی رو یادتونه یا نه. اونم واسه خودش عالمی داشت. بعضی از دخترام مدادگلی شونو خیس میکردن و با رنگش لب و لپشونو...
تابستون امسال هم مثل سال گذشته با همسرم رفته بودیم تبلیغ. اونجا دو سری کلاس گذاشتم. یه سری برای دانش آموزا و دانشجوها یه سری هم برای بچه های طلاب. ایشاالله سر فرصت از خاطراتم براتون میگم.
تو کلاس هایی که برای بچه های طلبه ها داشتم با یه دختر کوچولویی آشنا شدم به اسم طاهره. ماشاءالله خیلی خوشگل بود. منم از خدا خواسته اونو مدل عکاسی پرترم قرار داده بودم و چپ و راست ازش عکس میگیرفتم. یه سریش رو تو فتوبلاگم و سایتهای عکاسی که عضوم گذاشتم یه سریش رو هم کم کم با فتوشاپ روش کار میکنم و میذارم.
طاهره تقریبا هم سن و سال راضیه بود(البته یه کم بزرگتره) و همبازی خوبی واسه هم بودن. یه روز طاهره اومد اتاق ما تا با دخترم بازی کنه. دیدم یه ماژیک قرمز دستشه. گفتم:«طاره جان! برا چی این ماژیک رو دستت گرفتی؟» گفت:«چند وقت پیشا مامانم ناخونامو لاک زده بود حالا دور و برش یکم پاک شده. منم که لاکمو با خودم نیاوردم اینجوریم که قشنگ نیست. دیدم بابام ماژیک قرمز داره تو وسایلش برداشتم که جاهای که پاک شده رو رنگ کنم.»
انقدر خندم گرفته بود که نگو. فکر کردم شاید شما خوشتون بیاد. جلدی پریدم دوربینمو برداشتمو تو اون حال و هوا چند تا عکس ازش گرفتم. در حال عکس گرفتن بودم که دیدم داره مچشو به راضیه نشون میده. دقیق شدم دیدم عکس یه ساعتو کشیده. گفتم:«این دیگه چیه طاهره جان؟» گفت:« خاله ساعتمم با خودم نیاوردم اینجا. دلم براش تنگ شده بود به خواهرم گفتم عکسشو رو دستم بکشه. ببین چه خوشگله»
ماشاءالله به این دخترا. حتما شنیدین که میگن:«زن آیینه ی جمال خداونده» خداجونم! جمالتو عشقه! ازت ممنونم که بهم دختر دادی. دختر داشتن خیلی خوبه. خیلی.
دیروز روز دختر بود. اولین روسری رو برای راضیه خریدم. یه پارچه ی چارگوش کوچولو با کلی گلای رنگا رنگ. دست به دامن حضرت معصومه شدم. گفتم:« خانوم! امروز روز قشنگیه چون تو دختر پاک و آسمونی توش به دنیا اومدی. روم سیاهه تو هم میدونی. اما دامن تو پاکه پاکه. دستم به دامنت. هرچی به خودم نگاه میکنم سرمایه ای نمیبینم که برا تربیت دخترم به اون امیدوار باشم. ولی به شما و کرمتون خیلی خیلی امیدوارم. نا امیدم نکن. این روسری رو تو روز تولدت براش خریدم و به ضریحت معطرش میکنم. خودت عفت و پاکی رو همیشه سایه ی دخترم کن. دوستتدارم اگرچه روسیاهم. دوستتدارم...»
لینکها:
عکسهای طاهره: 1  2  3  4 
چیلیکم رو هم ببینید چند تا عکس از طاهره توش گذاشتم البته از زاویه ی دیگه ای! 1
خاطراتم در تبلیغ: 1  2




کلمات کلیدی : عکس، زن، دختر، پسر، آرایش، زیبایی، تفاوت

دو نیم نگاه بر زندگی حضرت زهرا - سلام الله علیها-

ارسال‌کننده : گل دختر در : 89/2/27 8:54 عصر

نگاه یک
حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها- دردانه پیامبر اکرم –صلوات الله علیه- و همسر باوفای حضرت علی –علیه السلام- در روز بیستم جمادی الثانی دیده به جهان گشودند. آن حضرت یار و یاور همسر خویش در عبادت خدا و دلسوز و غمخوار پدر بودند چونانکه به صفت ام ابیها نیز شناخته شدند. پس از رحلت پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله و سلم- دختر آن حضرت روزهای زیادی در مکانی نزدیک مدینه معروف به بیت الاحزان در فراق پدر گریستند. ایشان الگوی والای زنان مسلمان در همسرداری و نگاه داشتن حریم عفاف و حیاء هستند. حضرت زهرا –سلام الله علیها- پس از سال ها عبادت خالصانه، تهجد شبانه و  تربیت فرزندانی پاک و معصوم سرانجام در سال یازدهم هجری قمری در حالیکه باردار بودند مورد آزار منافقان واقع شدند و مظلومانه به شهادت رسیدند. مزار آن بانوی گرامی از نظرها پنهان است.

نگاه دو
حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها- مادر ائمه معصومین –علیهم السلام- و شیربانوی جهان اسلام در روز بستم جمادی الثانی دیده به جهان گشودند. ایشان همراه و همگام حضرت محمد –صلوات الله علیه- در امر تبلیغ دین و حامی راسخ حضرت علی -علیه السلام- در دفاع از ولایت به حق ایشان بودند. آن حضرت خطبه های غرایی در رابطه با ولایت و خاندان نبوت خطابه فرمودند و در راه شناساندن اسلام واقعی به مردم تلاش های بسیاری کردند. این بانوی گرامی پس از رحلت پیامبر اکرم –صلی الله علیه و آله و سلم- در حرکتی انقلابی جهت بیداری عاطفه ها روزهای زیادی در مکانی نزدیک مدینه معروف به بیت الاحزان بر رحلت نبی مکرم اسلام گریستند. حضرت زهرا –سلام الله علیها- که الگوی زنان و مردان مسلمان هستند سرانجام در راه دفاع از ولایت شجاعانه به دیار حق شتافتند.

 

 




کلمات کلیدی : زن، بانو، اسلام، ولایت، حضرت زهرا سلام الله علیها، حضرت فاطمه

انجام مشارکتی کارهای خانه، ثواب تضمینی

ارسال‌کننده : گل دختر در : 88/11/9 1:47 صبح

در انتهای مطلب قبلم (+) خیلی خلاصه نوشته بودم که انجام امورات منزل وظیفه خانم خانه نیست و حتی می‌تواند بابت انجام آن اجرة المثل دریافت کند. همانطور که انتظارش را هم داشتم انتقاداتی پیش آمد؛ حالا یا به صورت نظر بوده یا نوت در گوگل ریدر یا جاهای دیگر. 

اینکه کار خانه وظیفه زن نیست معنایش این نیست که از انجام کار خانه منع هم شده  است که اینقدر بعضی حضرات از مطرح کردن موضوع می‌ترسند. با دو خط نوشتن من که هیچ عرفی عوض نمی‌شود؛ حتی خودم هم می‌دانم که در زندگی شخصی‌ام نمی‌شود فقط با این قوانین پیش رفت و آرامش هم داشت؛ اما اینکه بگوییم کار خانه وظیفه زن است و او با خستگی انجام دهد یا اینکه بداند وظیفه‌اش نیست و از سر فداکاری و با شوق انجام دهد خیلی توفیر دارد.

به کسانی که عرف سنتی و قوانین اسلام را خلط می‌کنند کاری ندارم؛ باز بعضی‌ها دلایلشان مقبول‌تر است. می‌گویند حضرت زهرا-سلام الله علیها- و حضرت علی -علیه السلام- وظایف‌شان را اینطور تقسیم کردند که حضرت زهرا کارهای منزل و حضرت علی کارهای بیرون منزل را انجام دهند. اصل روایتش این است: امام باقر –علیه السلام- فرمود: «فاطمه -سلام الله علیها- به علی –علیه‏ السلام- تعهد داد که کار منزل، خمیر کردن و پختن نان و جارو کردن خانه را انجام دهد و علی –علیه السلام- هم به او تعهد داد که کارهای بیرون خانه، آوردن هیزم و آوردن غذا را به عهده گیرد.» (1)

از سیاق روایت اینطور برداشت می‌شود که این یک تفسیم وظایف دوستانه بوده نه قانونی که از آسمان نازل شده باشد و نسخه پیچیده تمام خانواده‌ها باشد. تعهدی متقابل بوده که حسب کارهای آن زمان و طبیعت زن و مرد صورت گرفته. اصلا اگر کار منزل وظیفه حضرت زهرا –سلام الله علیها- بوده دیگر چه نیازی به ذکر انجام دادنش؟ اگر واجب بود مگر ممکن بود حضرت زهرا از آن تمرد کنند که حالا در ازای انجام دادنش تعهد هم داده اند؟

نگویید خوب است و برای زندگی لازم است و اینها که در عالم کارهای خوب زیاد است.  نمی‌دانم چرا تا پای خانه داری زن به میان می‌آید یک کار خوب ناگهان واجب می‌شود! ( خواندن این پست اکیدا توصیه می‌شود)

حضرت زهرا –سلام الله علیها- عهده دار انجام کارهای منزل شدند؛ اما حضرت علی –علیه‌السلام- دیگر ننشستند پایشان را روی پا بیندازند و در خانه دست به سیاه و سفید نزنند. هیچ می‌دانستید پیش آمده که حضرت علی –علیه السلام- کمک حضرت زهرا -سلام الله علیها- عدس پاک کنند و گندم آرد کنند؟! جالب است که در حدیثی از امام صادق-علیه السلام- داریم که : «حضرت علی –علیه السلام- هیزم جمع آوری می‌نمود، آب می‌آورد و جارو می‌کرد و حضرت زهرا –سلام الله علیها- آرد تهیه می‌کرد و خمیر درست می‌نمود و نان می‌پخت.»(2) در حالیکه در حدیث قبلی حضرت زهرا عهده دار جارو کردن خانه شده بودند و در این حدیث می‌خوانیم که حضرت علی جارو هم می‌کردند... لذا جارو کردن از شأن والای هیچ کس نمی‌کاهد!

مطلب قبل را که نوشتم و بعد انتقاداتش را خواندم بیشتر پیگیر شدم. مثل کسی که امتحان داده و حالا توی کتابش دنبال جواب‌ سوال‌ها می‌گردد گشتم و دلهره داشتم. تا به حال جایی نخوانده بودم کار خانه وظیفه زن باشد؛ تا این لحظه هم واجب شرعی برایش ندیدم. حاضر بودم هرلحظه که به وجوبش رسیدم فوری در وبلاگ منعکسش کنم؛ اما تازه فهمیدم که اسلام، کار خانه را چه زیبا مشارکتی کرده.


کار مشارکتی را دوگونه می‌شود انجام داد. یکی با تفسیم کار و دیگر با همکاری.

«وقتی دو نفر در کنار هم قرار می‌گیرند و همسر می‌شوند بعضی از وظایف وجود دارد که بین اینها مشترک است. مانند کشیدن بارهای خانواده، همکاری های گوناگونی که در راه بردن خانواده موثر است. اینها باید با هم همکاری کنند. این کارها بین زن و مرد مشترک است. حداکثر این است که تقسیم کار شود. گاهی تقسیم کار هم نمی‌کنند اما بهترش این است که تقسیم کار هم بشود. بخشی از کارها را زن انجام می‌دهد، بخشی از کارها را مرد انجام می‌دهد. مثل همه همکاری‌هایی که وجود دارد، مثل همه همسنگری‌ها.
در محیط خانواده، زن و شوهر با هم همکاری کنند. اگر شوهر یک مشکلی یا مضیقه‌ای دارد زن با او بسازد، اگر زن داخل خانه یا در محیط کار یا هر جور که هست دشواری دارد، شوهر باید به او کمک کند. خود را در سرنوشت همسر شریک بدانند، هر دوی آنها این را برای خاطر خدا انجام دهند.»
(4)

وقتی می‌گویم کار خانه وظیفه زن نیست – و خب همه می‌دانند که وظیفه مرد هم نیست!- این سوال پیش می‌آید که پس وظیفه‏ی چه کسی ‏است؟
همانطور که در متن بالا – از فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه عقدی در سال 78- نوشته شده کار خانه یک وظیفه مشترک است که می‌تواند به صورت همکاری یا تقسیم وظایف انجام شود. حضرت زهرا و حضرت علی –علیهما السلام- کار خانه را تقسیم کردند؛ اما در کارهای تقسیم شده هم به همدیگر کمک می‌کردند.

هیچ کدام ما نه از حضرت زهرا بالاتریم نه از حضرت علی. زنان که در خانه کار می‌کنند و البته برکتش را هم می‌بینند؛ اما مرد هم نباید از کار خانه ابا داشته باشد. همانطور که در مورد خانه‌داری زنان می‌خوانیم: «زنان با اشتغال در خانه خویش ثواب مجاهدان خواهند یافت»(4) و دیگر اینکه «هر زنی که در خانه همسر خود کاری انجام داده و جابجایی انجام دهد و هدف او اصلاح امور خانواده باشد، خداوند نظر( رحمت) بر او می‌افکند و هر که خدا به او نظر رحمت افکند هرگز عذاب نخواهد شد» (5) در حدیثی داریم که وقتی پیامبر وارد منزل دختر و دامادشان شدند و دیدند فاطمه بر سر دیگ غذا نشسته و داماد عدس پاک می‌کنند خطاب به حضرت علی –علیه السلام- فرمودند: «آنچه را می‌گویم از من بشنو... ای علی!  هرکس به خانواده‌اش خدمت کند این خدمت کفاره گناهان کبیره‌اش خواهد شد و آتش خشم الهی را خاموش خواهد نمود و همسر بهشتی و درجات عالیه نصیبش خواهد ساخت. ای علی! به همسرش خدمت نمی‌کند مگر کسی که راستگو باشد یا شهید و یا کسی باشد که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او اراده کرده است.» (6)

کار خانه در اسلام وظیفه مشترکی بین زن و مرد است که برای سبقت گرفتن آنها از همدیگر به زبان‌های مختلفی ثواب‌های متفاوتی برای آن ذکر شده. نمی‌شود به زور به زن بگوییم که تو وظیفه داری کار خانه بکنی تا خدا نظر رحمت بر تو داشته باشد! هرکس بیشتر کار کند خیر و برکتش را هم می‌بیند...هرچه کنی به خود کنی... شاید اینکه می‌بینیم در مسائل معنوی معمولا خانم‌ها از آقایان جلوتر هستند به همین خاطر باشد که همیشه بیش از وظیفه‌شان کار کرده‌اند.

1- بحار الانوار:ج14، ص197؛ تفسیر العیاشی:ج1،ص171؛ مستدرک الوسایل:ج13،ص25؛ همان:ج14،ص253؛ قصص الانبیاء جزایری:ص402
2- بحار الانوار:ج43،ص153؛ اصول کافی:ج5،ص86؛ من لایحضره الفقیه:ج3،ص169؛ و سائل الشیعه:ج17، صص40و62؛ همان: ج20،ص222؛ عوالی اللالی:ج3،ص200.
3- مطلع عشق، گزیده‌ای از رهنمودهای حضر آیت الله سیدعلی خامنه‌ای به زوج‌های جوان؛ محمدجواد حاج علی اکبر؛ ص79
4- نهج الفصاحه: ح2892؛ روضه الواعظین:ج2، ص376
5- امالی طوسی:ص618؛ امالی صدوق:ص411
6- بحارالانوار:ج104،ص132؛ مستدرک الوسائل:ج13،ص48؛ جامع الاخبار:ص102.




کلمات کلیدی : وظیفه، زن، اسلام، مرد، خانه داری، حق، خانه، مشارکت

تعارضات درباره حقوق زن و خانواده ( 1- انجام امور خانه)

ارسال‌کننده : گل دختر در : 88/11/7 9:22 صبح

 

 

عرف سنتی: کار ِخانه وظیفه زنان است. زن باید صبح علی الطلوع قبل از همه بیدار شود و صبحانه را آماده کند. دست پختش حرف نداشته باشد و همیشه قابلمه غذایش به راه باشد.

عرف مدرن: غذا نه در قابلمه که در رستوران سرو می شود. فست فود، غذاهای آماده به طبخ و ... یخچال خانم خانه را پر کرده. ماشین ظرفشویی، مایکرویو و انواع وسایل برقی همه بکنند یاری تا خانم کند خانه داری!

اسلام: انجام امورات خانه از وظایف زن در خانواده شمرده نشده. بانوی خانه حتی می تواند بابت انجام کارهای منزل طلب اجرة المثل کند. حالا اینکه کار خانه ساعتی چند است و چه نسبتی با تحصیلات خانم و طعم غذا دارد و آیا مرخصی استعلاجی و با حقوق و اینها هم تعلق می گیرد یا خیر نیازمند عنایت بیشتر علماست.




کلمات کلیدی : خانواده، زن، اسلام، عرف سنتی، عرف مدرن، خانه داری، شوهر، حق، تکلیف

به عمل کار برآید

ارسال‌کننده : در : 88/10/19 6:36 عصر

به نام خدا
پدرم از بچگی کار کرده، از بنایی بگیر تا فروشندگی و بافندگی. اوائل که وارد بافندگی شده بود یه کارگر ساده بیشتر نبود ولی از اونجا که فوق العاده کاری و همین طور اهل پس انداز بود، بعد از چند سال تونست کارگاه کوچیکی راه بندازه و مستقل کارکنه. با گذشت زمان کارش رونق گرفت تا جایی که چندین کارگر زیر دست بابام کار میکردند. یادمه کوچیک که بودم گاهی به اصرار ما، من و برادرم  رو به تولیدیش می برد. کارگاه بابام تو یکی از واحد های یه پاساژ بزرگ توی خیابون جمهوری بود. اونجا کارگاه های دیگه ای هم بودند که پوشاک می بافتند؛ از بلوز وژاکت گرفته تا جوراب و چیزهای دیگه. پدرم «پوشاک طبی» می بافت مثل «کلیه بند، مچ بند، زانو بند»؛ پوشیدنی های کش بافی که برای «گرم کردن و برطرف کردن درد» بعضی اندام تولید می شد. پدرم تو دادن حق کارگراش و همین طور فروش اجناسش فوق العاده انصاف و حق الناس رو رعایت می کرد و از اونجایی که از کوچیکیش به پدر و مادرش احترام گذاشته بود و بی نهایت رسیدگی می کرد، مالش برکت فوق العاده ای پیدا کرد و به قول معروف «دست به خاکستر که میزد طلا می شد.»
بیست ساله بودم که ازدواج کردم. اون موقع به لطف خدا وضع مالی پدرم خیلی خوب بود وبه قولی:«میلیونر» بود. تا اون موقع برخلاف خیلی از مادرای ایرانی مادرم هیچ وسیله ای برای جهیزیه ام کنار نگذاشته بود. چون پدرم همیشه میگفت:« هر وقت دخترم خواست ازدواج کنه هرچی بخواد براش میخرم و نیازی به این کارا نیست.» یادمه خریدن تمام جهیزیه ام یک هفته طول کشید. دو روز رفتیم بازار، دو روز مولوی، یک روز حسن آباد و... میتونستم به قول معروف «چشم مردم رو پرکنم» اما با توجه به قول وقرارهایی که با همسرم گذاشته بودیم چند نکته رو تو خرید ملاحظه کردم: 1- با توجه به اینکه قرار بود با این وسایل یک زندگی طلبگی رو شروع کنیم از خریدن لوازم لوکس و پر زرق و برقی که صرفا جنبه ی تجملاتی داشت خودداری کردم. چیزهایی مثل: سرویس کریستال، مبل و میز و صندلی غذاخوری و... 2- بعد از گذشتن از فیلتر اول، وسیله ای وارد دایره ی انتخابم میشد که حتما تولید داخل بود. بنابراین به شدت از خریدن لوازم خارجی پرهیز کردم. از یخچال و جاروبرقی گرفته تا چینی و فرش و چیزهای دیگه. «ایرانی» بودن لوازم منزلمون برای من و همسرم خیلی خیلی مهم بود چون طبق تحقیقی که کرده بودیم "با خرید هر وسیله ی خارجی حداقل 7 کارگر ایرانی بی کار می شد و تورم هم بالا میرفت." یادمه همون سال آقا هم تو یکی از سخنرانی هاشون به این نکته تاکید کردند.
خیلی ها به این مسئله توجه ندارند میگن:«می خوایم راحت زندگی کینم و حوصله ی خراب شدن وسیله ی ایرانی رو نداریم.» البته تا حدی راست هم میگن. یادمه اولین باری که از ماشین لباسشوییم استفاده کردم انقدر سروصدا کرد انگار میخواست پرواز کنه! وقتی به شرکت زنگ زدیم و برای تعمیرش اومدند فهمیدیم که ایراد فقط شل بودن یک پیچ  بود. همین! متاسفانه ایرانی ها گاهی مسائل رو حتی تو خط تولید هم سرسری می گیرند و همین باعث میشه نتونن با کالاهای خارجی رقابت کنند. و شما بیشتر اوقات با خرید جنس داخلی باید صابون تعمیرش رو هم به تنت بمالی ولی با وجود این نقطه ضعف اگه ما ایرانی ها خودمون از جنسی که توسط هم وطن هامون طراحی و تولید شده حمایت نکنیم و نخریم، چطور میتونیم توقع پیشرفت صنعتمون رو داشته باشیم؟! یه جا خوندم: «کاخ ریاست جمهوری ژاپن تو جنگ جهانی دوم آسیب دیده بود و تمام شیشه هاش شکسته بود. اون موقع ژاپنی ها هنوز صنعت تولید شیشه نداشتند. انقدر شیشه ی خارجی نخریدند و به جاش پلاستیک زدند تا خودشون تولید کردند و از شیشه ی داخلی برای کاخ ریاست جمهوری استفاده کردند.» یا جای دیگه خوندم:«برنج ژاپنی یکی از بدترین برنج های دنیاست ولی اونها به شدت از خرید برنج خارجی پرهیز دارند و به هیچ وجه برنج خارجی نمی خرند.»
تو عصر ما خیلی ها دم از«ایرانی» بودن میزنن و «میهن میهن» و «وطنم وطنم» میکنن! ولی وقتی به زندگی شون نگاه میکنی اثری از «عرق وطن» نمیبینی! لوازم منزل، لباس، معماری منزل و دکوراسیونش، اتومبیل و...حتی اسمی هم که برای بچه هاشون انتخاب میکنن و ... حتی بچه هاشون قبل از اینکه طعم شیرین ادبیات فارسی زیر زبانشون بره، تافل انگلیسی میگیرن! اما ... تاریخ رو که ورق میزنی میبینی که زنان ایرانی حتی قبل از اسلام هم حجاب داشتند و همین طور بعد از اسلام خیلی خوب پوشش اسلامی رو وارد زندگی شون کردند. خدا رحمت کنه شهید مطهری رو که گشته تو اسناد تاریخی و کتابی مثل«خدمات متقابل اسلام و ایران» رو نوشته. بعد نمیدونم بر چه اساس ملی گراها از همه بدحجاب ترن!
موندم تو شعار بعضیا که میگن:«نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!» به خیلی هاشون که نزدیک میشی کوچکترین اثری از «ایرانی» بودن نمی بینی! چه برسه به «فدایی ایران» بودن! هرچی هم درآمدشون بالا میره به جای اینکه دست دوتا از هم وطن هاشون رو بگیرن، مدام به تجملاتشون اضافه میکنن. نمیدونم این روزها سری به نمایشگاه بین المللی زدین یا نه. فروش جدیدترین مدل های لوازم لوکس منزل مثل لووستر و آباژور بود. انقدر جمعیت بود که میومد و دست پر برمیگشت! باز هم برن بگن تو جمهوری اسلامی همه بدبخت و بی چاره شدن! یا مثلا یه تعطیلات که میشه ببینین جاده های شمال چه خبره از ماشینهای مدل بالا! انقدر که حتی جاده قفل میشه! بازم بگن: امان ازدولت و سهمیه بندی سوخت! یا دم عید که میشه انقدر مردم از حسابشون پول برداشت میکنن که بانکها تو دادن وجه نقد به مردم کم میارن! بازم بگن تو جمهوری اسلامی دست مردم خالیه! نمیخوام بگم همه تو رفاهن ولی خداییش با صرفه جویی و قناعت میشه زندگی رو چرخوند. نمیدونم خط فقری که تعیین کردن درآمد ماهی 400 تومانه یا 600 تومان. شما بیاین زندگی طلبه ها رو نگاه کنین که شهریه شون خیلی خیلی کمتر از این حرف هاست. همسر یک طلبه یا روحانی با قناعت و صرفه جویی زندگی رو قشنگ میچرخونه. درود بر زنان ساده زیست!
 




کلمات کلیدی : زن، ملی گرا، جهیزیه، ایرانی

   1   2   3   4      >

الکسا