سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

امنیت مان را خودمان تأمین کنیم

ارسال‌کننده : در : 90/3/20 10:59 عصر

همیشه سعی می‌کنم رفت امدهام با خط یازده یا اتوبوس باشه تا تاکسی، حالا به خاطر امنیتش و یا قس علی هذا...
چند وقت پیش که قضیه دزدیده شدن خانم‌ها شایع شده بود، سفارشات مبنی بر سوار نشدن تاکسی از سوی خانواده زیاد شد.

یکی از فامیل هامون می‌گفت صاحب خونه ما هم دو روز ِ گم شده، بعدا که جنازه‌اش پیدا شد، شنیدیم که هر چی طلا داشته ازش زدن و بعد هم سر به نیستش کردن، مثل مابقی خانم‌های دیگه...

معلومه وقتی آدم از خونه می زنه بیرون و خانم‌هایی رو می بینه که از ده تا انگشت شون یازده تا انگشت رو انگشتر گذاشتن که هر کدوم خدا تومن قیمت داره، و دست هاشون تا آرنج دست بند و النگو کردند، و گردنبند چند میلیونی شون روی سینه هاشون مشخصه، هر کسی این صحنه‌ها رو به بینه دزد هم که نباشه وسوسه میشه که یکی شون رو بدزده کلی از کارهاش هماهنگ میشه!

البته این فقط جنبه‌ی مادی قضیه ست، خیلی‌ها به خاطر حجاب مناسبی که ندارن مورد قصد و سوءاستفاده مریض‌های جامعه قرار میگیرن و باعث میشه امنیت جسمی و آبرویی‌ش به خطر بیافته و یک عمر با یک برچسبی که جامعه بهش زدن زندگی کنه. (خبرهایی در مورد روحانی که چشمش رو به خاطر نجات یه دختر از دست داد هم از همین قبیله)

من فکر می‌کنم بیشتر از هشتاد درصد امنیت ما خانم‌ها بسته به خودمون داره، مطمئن باشید اگر به گفته‌ی خدا زینت‌ها و زیبایی‌ها مون رو فقط برای محارم مون نگه داریم هیچ کدوم از این مشکلات برامون پیش نمیاد. نه کسی بخاطر  زیبایی هایی که می شد پنهان کنه و نکرده بی حرمت میشه، نه خون کسی ریخته میشه، و نه خدایی نکرده جان کسی بخاطر طمع مال دنیا  به خطر می افته...




کلمات کلیدی : حجاب، زینت، طلا، امنیت، حرمت، سوءاستفاده، محارم

با کی میخوام بجنگم؟!

ارسال‌کننده : در : 89/7/9 9:46 صبح

من ِ دختر میگم آزادی!
توی پسر هم می گی آزادی!
من ِ دختر حجاب رو می ذارم کنار
تو پسر هم اندامت رو عرضه می کنی
اینطوری متحد بشیم...
متحد بشیم تا حرف خدا رو خاک مالی کنیم .

این حرفها دلش رو راضی نکرد، یعنی چی؟! چیو لگد مال کنم؟! با کی میخوام بجنگم؟!

من به یک خدا اعتقاد دارم، یک آفریننده، خدایی که من رو بوجود آورد، بهم نفس داد، بهم قدرت تفکر و تعقل داد، قدرت تصمیم گیری داد.

با این حال با فشار و اجبار منو تو منگنه نذاشت و گذاشت خودم انتخاب کنم.

گذاشت خودم انتخاب کنم، ولی با این حال راه رو نشونم داد.

حالا نمک بخورم نمک دون بشکنم؟!

فکر میکنم بواسطه ی این کار، خودم رو بیشتر خاک مالی می کنم تاحرف خدا رو.

چون طلا هر چقدر هم روش خاک ریخته بشه بازم طلاست.




کلمات کلیدی : حجاب، آزادی، دختر، پسر، اعتقاد، اتحاد، قدرت انتخاب، طلا

الکسا