سفارش تبلیغ
صبا

دانشمند و معتاد

ارسال‌کننده : در : 90/3/24 11:7 صبح

سؤال من، پاسخ (10)
چرا دیه مرد دو برابر دیه زن است؟ آیا این به معنای ارزش بیشتر دادن به مرد نیست؟

پاسخ:
1. دیه معیار ارزشگذاری نیست؛ زیرا
الف) قرآن مجید، کشتن یک انسان، چه زن و چه مرد، را بزرگترین جرم می شمارد و آن را مساوی با کشتن همه انسان ها می داند: «من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا» (هر گاه کسی ]از زن یا مرد[، فردی را بدون آنکه آن فرد مرتکب قتلی شده باشد یا در زمین فساد کرده باشد به قتل برساند، گویا همه مردم را کشته است.مائده،32) در این نگاه، زن یا مرد بودن قاتل یا مقتول تاثیری در ارزیابی ندارد.
ب) اگر یک دانشمند به قتل برسد و یا یک دزد معتاد، مجازات قاتل یکسان خواهد بود بنابراین دیه ملاک تعیین ارزش نیست. (از نظر قرآن، ملاک تعیین ارزش تقوا است: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم» گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست.)

2. در مقدار دیه، پیامدهاى اقتصادى لحاظ شده است. یکی از وظایف اصلی مردان رفع نیازمندی ها و حوائج مادی اعضای خانواده است. در نتیجه ضرر مالی که در حاشیه کشته شدن مرد یا نیروی نان آور متوجه خانواده می شود بیش از لطمه مالی است که کشته شدن یک زن برای خانواده به وجود می آورد. دیه مرد به زن و فرزند او داده می شود تا از جهت اقتصادی در نبود مرد خانه به مشکلات مالی کمتری گرفتار شوند و در این داوری شریعت اسلامی رعایت وضعیت زن و فرزند آن مرد را نموده است.
شاهد اقتصادی بودن دیه آن است که دیه زن تا به یک سوم دیه کامل نرسیده باشد، با دیه مرد برابر است. چرا که آسیب تا یک سوم به مرد، معمولا باعث ناکارآمدی اقتصادی او نمی شود و دیه اش با زن برابر است.
نکته: اگر در مواردی زن در اقتصاد خانواده نقشی داشت موجب نقض این قانون نمی شود. چرا که هر قانونی جنبه غالبی را در نظر می گیرد و ملاحظه تمام موارد و استثنائات امکان پذیر نیست. همان طور که دیه در تفاوت های در آمدی مردان نیز متفاوت نیست. مثلا دیه مهندسی که چند ملیون برای خانواده درآمد داشته باشد و دیه فرد بیکاری که نه تنها درآمدی نداشته باشد بلکه از جیب خانواده خرج کند برابر است. علاوه بر این، خسارت مالی ناشی از فقدان زنان سر پرست خانوار، توسط بیت المال جبران می شود و حکومت این مسئولیت را می پذیرد. (قوانینی نظیر قانون حمایت از کودکان بی سرپرست در همین راستا وضع و اجرا می شوند.)

پی نوشت:
1. در زمینه نحوه پرداخت نصف خون بهای مرد قاتل به خانواده اش، فتواهای مختلفی وجود دارد. بر اساس فتوای مقام معظم رهبری لازم نیست که در ابتدا خانواده مقتول زن، نصف خون بهای مرد قاتل را به خانواده اش پرداخت کنند و سپس اجازه قصاص بیابند؛ بلکه می توان ابتدا قاتل را قصاص کرد و سپس در صورت عدم توان مالی خانواده مقتول به آنها مهلت داده می شود تا در دراز مدت بپردازند و اگر به هیچ وجه امکان پرداخت دیه را نداشتند این مبلغ از بیت المال پرداخت می شود.
2. اگر به هر دلیلی مردی که زنی را کشته قصاص نشود و این عدم قصاص او را گستاخ کند و قتل را ساده انگارد و در آینده جان زنان دیگر را تهدید نماید، با تشخیص قاضی، قاتل، «مفسد فی الارض» محسوب می شود و از باب حقوق اجتماعی، حکم به اعدام او می شود.

برای پاسخ به این سؤال از کتاب «حقوق زن؛ برابری یا نابرابری» نوشته جمعی از مؤلفان، از انتشارات دفتر نشر معارف استفاده شده است.

 




کلمات کلیدی :

پسر تنوع طلب

ارسال‌کننده : در : 90/3/23 11:26 عصر

می گفت:نامزدش خیلی تنوع طلبه و معتقد بود همه مردان تنوع خواه هستند.نگران بود که این میل به تنوع ، در آینده براش مشکل درست کنه.

می دونستم مشکل از کجاست اما طرحش برام مشکل بود.با یک مثال شروع کردم.

گفتم، روزی که نامزدت ناهار میاد خونه شما، اگر از صبح تا ظهر یک بستنی و یک آبمیوه و کیک خورده باشه،اشتهای بیشتری به غذا داره یا وقتی از صبح تا ظهر چیزی نخورده باشه؟

اون روزی که ریزه خوری کرده، هر چه غذای لذیذی هم براش درست کنی ، میل به غذا نداره و از غذا ایراد هم می گیره!

اما روزی که از صبح تا ظهر چیزی نخورده باشه ،نون و ماست هم بهش بدی با اشتها می خوره و آخرش می گه خیلی چسبید! 

گفت :فهمیدم ، می خواهید بگید این تیپ ها و مدل های رنگارنگ که مردان می بینند تنوع طلبشان کرده و احتمالأ نامزد من هم از اون دسته از پسرهایی است که زیادی دیده. 

البته مشکل فقط نامزد ایشون و حتی فقط پسران نیستند.در واقع یک مشکل همه گیر است.زن و شوهران امروز، آن میل و عطشی را که در گذشته نسبت به هم داشتند امروز ندارند و بخشی از این بی میلی حاصل برخی دیدن هاست.

تنوع خواهی پسران و دختران، نتیجه ی دیدن مدل های متنوع در کوچه و خیابان ، فیلمها و سریالها و از آن مهمتر برنامه های ماهواره و تصاویر اینترنتی است. مشکلی که در گذشته  کمی دور، وجود نداشت.گذشتگان ما که تنها و تنها همسرشان را می دیدند به اندازه امروز تنوع طلب نبودند و چه بسا زندگی لذت بخش تری داشتند.

 روشن است که نمی توان با جامعه قطع ارتباط کرد، اما می توان با قدری خود سانسوری، کمتر دید.

هنوز هم هستند بسیاری که ماهواره را به کانون مقدس حانواده راه نداده اند و مجالس و میهمانی های آنها مختلط نیست.

این دختر جوان در مراسم مختلط جشن نامزدی اش،  ازهمه دختران فامیل خواسته بود برایش سنگ تمام بگذارند و آنها هم کوتاهی نکرده بودند!




کلمات کلیدی :

امنیت مان را خودمان تأمین کنیم

ارسال‌کننده : در : 90/3/20 10:59 عصر

همیشه سعی می‌کنم رفت امدهام با خط یازده یا اتوبوس باشه تا تاکسی، حالا به خاطر امنیتش و یا قس علی هذا...
چند وقت پیش که قضیه دزدیده شدن خانم‌ها شایع شده بود، سفارشات مبنی بر سوار نشدن تاکسی از سوی خانواده زیاد شد.

یکی از فامیل هامون می‌گفت صاحب خونه ما هم دو روز ِ گم شده، بعدا که جنازه‌اش پیدا شد، شنیدیم که هر چی طلا داشته ازش زدن و بعد هم سر به نیستش کردن، مثل مابقی خانم‌های دیگه...

معلومه وقتی آدم از خونه می زنه بیرون و خانم‌هایی رو می بینه که از ده تا انگشت شون یازده تا انگشت رو انگشتر گذاشتن که هر کدوم خدا تومن قیمت داره، و دست هاشون تا آرنج دست بند و النگو کردند، و گردنبند چند میلیونی شون روی سینه هاشون مشخصه، هر کسی این صحنه‌ها رو به بینه دزد هم که نباشه وسوسه میشه که یکی شون رو بدزده کلی از کارهاش هماهنگ میشه!

البته این فقط جنبه‌ی مادی قضیه ست، خیلی‌ها به خاطر حجاب مناسبی که ندارن مورد قصد و سوءاستفاده مریض‌های جامعه قرار میگیرن و باعث میشه امنیت جسمی و آبرویی‌ش به خطر بیافته و یک عمر با یک برچسبی که جامعه بهش زدن زندگی کنه. (خبرهایی در مورد روحانی که چشمش رو به خاطر نجات یه دختر از دست داد هم از همین قبیله)

من فکر می‌کنم بیشتر از هشتاد درصد امنیت ما خانم‌ها بسته به خودمون داره، مطمئن باشید اگر به گفته‌ی خدا زینت‌ها و زیبایی‌ها مون رو فقط برای محارم مون نگه داریم هیچ کدوم از این مشکلات برامون پیش نمیاد. نه کسی بخاطر  زیبایی هایی که می شد پنهان کنه و نکرده بی حرمت میشه، نه خون کسی ریخته میشه، و نه خدایی نکرده جان کسی بخاطر طمع مال دنیا  به خطر می افته...




کلمات کلیدی : حجاب، زینت، طلا، امنیت، حرمت، سوءاستفاده، محارم

مشکل دوست پسر

ارسال‌کننده : در : 90/3/16 6:34 عصر

ارتباط دختر و پسر از زاویه های مختلفی قابل بررسی است. برخی این ارتباط را یک ضرورت برای ازدواج می دانند و برخی هم به دلائل مختلف شرعی و عرفی با آن مخالفند.من قصد ندارم در این موضوع حرفی داشته باشم، اما با توجه به مراجعانی که دارم، می خواهم به دغدغه دختران جوانی بپردازم که نمی دانند در جلسه خواستگاری از دوست پسری که داشته اند چیزی بگویند یا نه؟
این دغدغه گاهی خیلی جدی می شود و جالب اینجاست، همان دخترانی که به قول خودشان زمانی رابطه دختر و پسر برای ازدواج  را باور داشتند از این ارتباط ابراز پشیمانی می کنند، دختری که نامزدش از ارتباط او با پسر دائی اش آگاه شده بود نگران بهم خوردن نامزدی اش نبود چون نامزدش با این موضوع کنار آمده بود(حداقل فعلأ)، اما می گفت: شروع زندگی ام را دوست ندارم، می خواستم یک زندگی نو را بدون هیچ سابقه ذهنی منفی آغاز کنم که نشد!

البته تصمیم این دختر خانم برای ازدواج با فامیل دوست پسرش، بدون طرح روابط قبلی، بسیار ناشیانه بوده، اما لازم است کسانی که مدافع این روابط هستند، به این نکته هم توجه داشته باشند.

میزان حساسیت افراد نسبت به روابط  پیش از ازدواج در همه یکسان نیست .واکنش های منفی نسبت به این موضوع در پسران بیش از دختران است، اما در یک جلسه گروهی پانزده نفره  که با دختران  داشتم،همه  ترجیح می دادند، در باره روابط پیش از ازدواج خواستگارشان چیزی نپرسند و پس از ازدواج هم مطلع نشوند!

    




کلمات کلیدی :

گل نساء، مشاور خانواده

ارسال‌کننده : در : 90/3/11 9:31 صبح

توضیح: چند وقتی است که از یک خانم مشاور دعوت کردم در وبلاگ گل دختر بنویسد. باتوجه به مشغله کاری ایشان دو سه ماهی طول کشید تا دست به قلم ببرند. فعلا قول هفته ای یک مطلب را داده اند و قرار است از تجربیات مشاوره و تدریسشان بنویسند. فعلا مدتی خودم - گل دختر- مطالب ایمیل شده ایشان را در وبلاگ می زنم و احتمالا پاسخ به نظرات هم چندان فعال نخواهد بود. تا بعد چه پیش آید.


 

مدتی است که با دختران جوان سروکار دارم  وجوان ها از خودشان با من حرف  می زنند.

اینکه کجا و چرا چندان مهم نیست؛ مهم حرف هایی است که می شنوم و هر کدام پیامی دارد. ذکر این حرف ها و یا بهتر بگم درددل ها خالی از لطف نیست.

1-نامزد داشت و نگران از اینکه اگر نامزدش بفهمد با پسر دایی نامزدش دو سال دوست بوده چه خواهد شد و چه جوابی باید بدهد.

2-تنها دختر خانواده بود و مادری داشت که شاغل بود ناراحت از تنهایی و اینکه چرا نمی تواتد دوستان زیادی داشته باشد فقط به خودش فکر می کرد و مشکلات دیگران برایش مهم نبود و هنوز نمی دانست چرا؟  

 




کلمات کلیدی :

   1   2      >

الکسا