سفارش تبلیغ
صبا

بخدا این تحجر نیست

ارسال‌کننده : در : 88/10/18 12:42 عصر

جایی که حجاب برایشان معنایی ندارد، با حجاب بیرون رفتنم همان، و روسری از سر کشیدن و متلک خوردن همان! چرا؟ چون برایشان قابل فهم نیست، چون نمی دانند که این جزو اعتقادات من است و من حتی از سرجانم هم که شده آن را رها نمیکنم، ولی به اجبار بی حجابم می کنند.

جایی که حجاب جزو اعتقاداتشان است و آن را یک فریضه واجب می دادند، بی حجاب بیرون رفتن همان، و حجم نگاه های که با تعجب به من نگاه می کنند هم همان! و به اجبار پوششی روی خود می اندازم. چرا؟ چون این کار من خلاف شئونات این جامعه بوده، خلاف اعتقادات آنان بوده، آنان فکر می کنند بی حجابی من سرچشمه فساد میشود، و چون هر فرد مسئول حفظ خود و خفظ جامعه شان ست باید آن را رعایت کند، هم در پوشش و هم در نوع برخورد.

گلدختر جان
، اینکه میگویی عیسی به کیش خود و موسی به کیش خود درست، ولی همان طور که خودت می دانی این حرف در مقابل سایر کشورهای غیر اسلامی ست نه در خود ایران.
اگر در داخل کشور هر کسی به کیش خود باشد پس فرق کشور من که اسلامی ست با دیگر کشورهای لائیک و بی دین که هم باحجاب دارد و هم بی حجاب در چیست؟ اقلیت های مذهبی دیگر هم باید حجاب را بگیرند.

حرف من الان با آن مسلمانهایی ست که ایراد به حجاب اجباری می گیرند، یک سوال دارم، ببینم اگر من خودم را شبیه آن گروه بی حجابی که زن و مرد برایشان فرقی ندارد بکنم، با آن گروه چه فرقی خواهم داشت؟ مگر میشود هم مسلمان بود و هم بی حجاب؟!

بر هیچ احدالناسی پوشیده نیست که حجاب یکی از اعتقادات مسلمانهاست، چون این فریضه نشانه دین من است، هر کس حجابم را ببیند می گوید مسلمان است. پس این همه فریاد برآوردن که چرا باید حجاب را به زور بگیرم برای چیست؟!
فکرش را بکنید، اگر من این نماد دینم را از بین ببرم، و ضد آن رفتار کنم، پیش چشم سایرین چطور جلوه میکند؟ میگویند یک مشت مسلمان از خود باخته که نتوانستند بر سر یک اعتقاد خود باقی بمانند!

این قضیه خلخال کشیدن از پای زن یهودی و برخورد حضرت علی را در این روزها همه بکار می برند، حالا من هم از این ماجرا استفاده میکنم، آنجا یک زن یهودی بود که توسط یک مسلمان خلخال از پایش کشیده شد که حضرت اینطور با شدت برخورد کردند، حالا سوال من این است، چرا وقتی حجاب از سر زنان مسلمان می کشند رگ غیرت شما باد نمیکند؟! چرا برایتان ننگ نمی آید؟! چرا از خدا مرگتان را نمیخواهید وقتی می بینید در یک کشور اسلامی نتوانی به راحتی چادر سرت کنی؟! چرا از خدا نمیخواهید ای کاش زاده نمی شدید تا نبینید روزی را که زن مسلمان توسط یک کافر بی دین بی عفت شده؟!

غیرت مردان مان خشکید همان طور که عفت زنان مان دیگر نیست.




کلمات کلیدی : اسلام، حجاب اجباری، متحجر، غیرت، اعتقادات، نماد، خود باختگی، عفت

حجاب یا بی حجابی اجباری؟

ارسال‌کننده : گل دختر در : 88/10/17 12:27 عصر

سالروز کشف حجاب رضاخانی است.
به این فکر می‌کنم
که آیا بی حجابی اجباری
در هفده دی آن روزها
و این روزهای فرانسه و بلژیک و ...
بدتر است
یا حجاب اجباری ایران؟

چرا طرفداران بی‌حجابی
در باب بی‌حجابی اجباری نمی‌گویند؟
و برعکس!


دوست داشتم اینقدر سطح فکر مردمان بالا می‌رفت
که دست کم بگویند
موسی به کیش خود
عیسی به کیش خود

و بعد
از اندیشه‌ام بگویم
 که حجاب
نه تنها یک واجب فردی برای بانوی مسلمان است
که سرش را بیندازد زیر
و چادرش را روی سرش
که کسی نبیندش
و ریز ریز از کنار دیوار عبور کند

در حالی‌ که
دخترکان زیباروی
تابلوهای هنری دوپا
دل‌ها را به هر سو ببرند
و بربایند


حجاب
و بی‌حجابی
در یک جامعه
اثر واقعی حجاب بر تحکیم خانواده را
خنثی می‌کند

و بی‌حجابی
و حجاب
در یک جامعه
بهره کشی عمومی از زنان را

کدامیک بدتر است؟



(+) مقاومت هوشیارانه زنان ایرانى در برابر توطئه کشف حجاب
(+) خواب خرگوشی
(+) استعمار، استثمار،‌استکبار
(+) خوشحالم که قانع شدی
(+) فدائیان حجاب و عفاف




کلمات کلیدی : خانواده، ایران، حجاب اجباری، بی حجابی اجباری، فرانسه، هفده دی

پروژه ی «زن کشی»

ارسال‌کننده : در : 88/10/14 5:11 صبح

از ترنسلید استفاده میکنم تا سری به اخبار سایتهای خارجی بزنم. تصویر اسکلت زنی توجهم را جلب میکند. خبر را باز میکنم:«باستان شناسان در اکتشافات اخیر خود در اروپای غربی به اسکلت هایی از زنان و دخترانی رسیده اند که طبق شواهد موجود قربانی شده اند. اکتشافات دیگری که در مناطق سردسیر اروپا انجام گرفته نشان میدهد مردمان آن مناطق هنگام قحطی وسرما برای فرار از گرسنگی و مرگ زنان و دخترانشان را میخوردند.»
"وای! خدای من!" روی علامت ضربدر بالای صفحه کلیک میکنم و پنجره را میبندم.
***
می روم سراغ آوت لوک تا جی میلم را چک کنم. سرعتش را چیزی میگیرد. انگار کسی عکسی، چیزی  فرستاده. صبر میکنم. عکس هایی ست با عنوان« ندا آقا سلطان کشته شد».
پس از دیدن عکس ها سئوالاتی ذهنم را اشغال میکند و برای رسیدن به جواب سرچ میکنم:«فیلم کشته شدن ندا».
فیلم را میبینم اما سئوال های ذهنم بیشتر می شود:
-آرش حجازی مرد سمت راست تصویر که ندا را روی زمین میخواباند در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفته:«پلیس به مردم حمله کرد و ما به یکی از خیابان های اطراف فرار کردیم.» اما در لحظات ابتدایی فیلم که دوربین از ندا چند متری فاصله دارد، در بالای صحنه عابران پیاده  را می بینی که خیلی عادی در حال رفت و آمد هستند.
- آرش حجازی:«صدای تیری آمد». در حالی که اگر او صدای تیری شنیده باشد مردم باید وحشت زده می شدند شاید هم شنیدن صدای این تیر «گوش بصیرت» میخواهد که فقط آرش، ندا و استاد موسیقی اش صاحب آن هستند!
- ندا آرام روی زمین خوابانده می شود: 1- اگر به مردم تیر اندازی میکردند چرا فقط ندا؟ و آن دو نفر انگار میدانستند قرار نیست به آن ها تیر اندازی شود! 2- چرا ندا خوابانده می شود در حالی که شدت اصابت باید او را به پشت می انداخت یا لااقل ندا اول محکم روی زانو می نشست بعد به زمین می افتاد نه اینکه آرام اول باسنش را روی زمین بگذارد بعد شانه و در آخر سرش را...3انگار که به رختخواب میرود
- چرا آرش و استاد ندا داد و فریادی، گریه ای چیزی نمیکنند؟!
- در دست چپ ندا شیئی ست که با فشار انگشت شستش چند بار جوهر قرمز رنگی روی صورتش میپاشد!
- در فیلم پیشانی و گونه ی چپ ندا خونی ست اما در عکس هایی که از او منتشر شده حذف و روتوش شده است! آیا قرار بوده هیچ مانعی زیبایی چهره اش را محو نکند؟!
- چند ساعت قبل از این اتفاق بی بی سی، تصویر ندا را که در میان جمعیت معترض است پخش میکند. آنهم در نقطه ی طلایی تصویر!
-مقتول(ندا)زن، جوان، دانشجو است و چهره ای زیبا و اندامی باربی مانند دارد...آیا او گلچین شده است؟
-آرش حجازی دو روز بعد در لندن است!
***
چهارشنبه در میان مردم راهپیمایی کننده خبرهایی دهان به دهان به گوشمان میرسد:
«خبرهایی منتشر شده مبنی بر اینکه: گلوله از پشت به ندا خورده و او هنگامی که این فیلم تصویر برداری شده است زنده بوده و آن دو نفری که او را به بیمارستان برده اند در ماشین برخلاف قرار و مدارهای قبل، اقدام به کشتن ندا میکنند و به خاطر تلاش های ندا برای فرار، تیر به جای سینه از پشت به او میخورد! و...»
و باز هم سیل سئوالاتی که به مغزم سرازیر می شود:«آیا ندا بازیگر فیلمی بوده؟ آیا به ندا وعده داده بودند در صورت بازی در این فیلم دو روز بعد همراه آرش در لندن خواهد بود؟» و...نمیدانم!
***
فرانس 24 تصویر«زنی جوان که صورتش زخمی و خونی شده» پخش میکند و میگوید این زن در جریان اعتراضات ایران توسط لباس شخصی ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته و... پی گیر که می شویم مشخص می شود تصویر متعلق به زنی بوده که در مراسم قمه زنی در عراق خودش را مجروح کرده است! اگر عکس را بزرگ کنیم نوشته های عربی تابلو های مغازه ها و شکل ظاهری خیابان و مردم این را تایید میکند.
***

گرد و خاک  فضا را پرکرده بود و عرق از سرو رویش می بارید، در کشاکش جنگ صلیبی  رو به آسمان کرد، چشمانش را بست و زیر لب چیزی گفت:
به نام پدر، پسر و روح القدس...آمین!
چند روز بعد:
سردار روم و سربازانش پیروزمندانه به سرزمینشان بازگشتند. سردار ناآرام بود، اما نمیدانست چرا! او که پیروز شده بود، او که حتی جراحت کوچکی هم برنداشته بود! ...ساعتی گذشت تا به نزدیکی خانه اش رسید...روی تپه ی سبز نزدیک خانه کسی ایستاده بود ...هرچه جلوتر میرفت قلبش تندتر می تپید...چند متر جلوتر...دید که دخترش بالای تپه در انتظار او ایستاده و دست تکان میدهد...گروپ-گروپ...دخترش لبخند زنان به سمت پدر دوید...«پا پا!» در دستانش حلقه گل زیبایی بود...
سردار از اسب پیاده شد...دختر دوید ... حلقه ی گل های وحشی را که با دست خودش چیده بود به گردن پدر انداخت و اورا سخت در آغوش کشید...
حلقه ی گل سردار را به یاد نذرش انداخت..«آه!دختر زیبای من!»...
دختر پدر را در محکم به سینه چسبانده بود...ناگهان دشنه ای تیز از پشت در قلبش فرو رفت...
سردار:«دخترم! متاسفم! نذر کرده بودم اگر درجنگ پیروز شوم و به سرزمینم بازگردم، زیباترین دختری که در راه بازگشت میبینم را قربانی کنم!»




کلمات کلیدی : زن، ندا آقا سلطان

خلوتی با دوستداران جنش سبز

ارسال‌کننده : در : 88/10/11 6:0 صبح

هر دو طرف یکدیگر را تکذیب می کنید، هم تو به او می گویی دروغگو و هم او به تو!
فرقی نمی کند مهم این است که این وسط تخلفاتی انجام گرفته، خونهایی ریخته شده، کسی باید جوابگو باشد یا نه؟!
در مقابل این همه ضرب و شتمی که در روز عاشورا انجام گرفت، و عزاداران امام حسینی این طور خون ازشان ریخت، تنها چیزی که از شما شنیدیم این بود که نیروی انتظامی و بسیجی ها بودند که زدند و خون ریختند!
تصاویری را هم پخش کردید، که بعدا معلوم شد دروغی بیش نبوده، و در آخر مجبور شدید حرفتان را پس بگیرید!
تنها دلیل محکم تان هم یک کلیپ موبایل از یک ماشین نیروی انتظامی ست که شخصی را زیر گرفته، فیلم را دیدم، با دقت هم نگاه کردم، چیزی که دستگیرم شد این بود...  (که فیلم را می توانید از اینجا دانلود کنید با کیفیت بهتر)

ابتدا چند نفر از مهاجمان به ماشین حمله ور شدند، ماشین نیرو انتظامی هم برای اینکه از دست شما امان بماند پایش را روی گاز گذاشت و رفت ، وقتی رد شد جسدی از زیر آن بیرون امد. چیزی که دیدم این بود ولی وقتی با دقت مشاهده کردم این چیزها دستگیرم شد


1ـ چند نفر از شما را نشان می دهد که وقتی نزدیک ماشین شدید، راننده فلک زده هم بخاطر امان ماندن از جانش، فرار را به قرار ترجیح می دهد
2ـ گوشه ی تصویر اولی از سمت چپ، جسمی مشکی افتاده (بخاطر کیفیت پایین تصویر به خوبی مشخص نیست)
3ـ ماشین درست از روی همان رد می شود ( پس قبلا این اقای جسد انجا و
جود داشته و کسی انرا زیر نکرده)
4ـ د رضمن وقتی جسد از زیر ماشین بیرون می آید خون به شعاع نیم متری شاید هم بیشتر اطراف سر جسد را گرفته بود ، در عجبم که حتی اگر گلوله ایی یا تیری به قلب یا سر کسی بخورد دقایقی طول می کشد تا سریع این خون ها به این سرعت اطراف سر را با این شعاع فرا بگیرد بعد چطور هنوز ماشین از رویش رد نشده به این سرعت اطراف سرش را خون فرا گرفته؟
5ـ یک نکته ی اخلاقی ، قبلش آن جسد بنده ی خدا که معلوم نیست که کی بوده اصلا کسی طرفش هم نرفته بود، تا ماشین از رویش رد شد فریاد وا جداه! سر دادند ...


گل پر نوشت................................................
خدایمان یکی، اماممان یکی، پیغمبرمان یکی، قبله مان یکی، همه با یک اعتقاد، روز عاشورا اینطور به عاشورا و اماممان توهین شد، جایش بود شما که شعارتان از ابتدا نام مقدس امام حسین (علیه السلام ) بود، روز چهار شنبه شما را در کنار خود می دیدیم، البته اگر خط تان را از آنها جدا می دانید...




کلمات کلیدی : خطای نیرو انتظامی، تحلیل کلیپ قتل نیرو انتظامی، کتک کاری نیروی انتظامی، اهانت به عاشورا، دروغ گویی جنبش سبز

خالی بند ها به بهشت نمی روند!

ارسال‌کننده : در : 88/10/9 11:0 عصر

1- سر کار خانم «چاخان الملوک ره به جایی نبرد»
اینور چهره، اونور چهره:
وقتی رئیس دانشگاه الزهرا بود میون دخترای دانشجو می رفت و میگفت:« وقتی رو زمین چمن(فضای سبز دانشگاه) هستین، شبیه کلاغ سیاه میشین! دربیارین بابا این چادرا رو!» دخترای دانشجو شگفت زده میگفتند:«خانم! شما هم که خودتون چادرسر میکنین؟!» لبخند معنا داری میزد و میگفت:«من یه مادر سنتیم! منو اینجوری دیدن! باشماها فرق دارم!»
وقتی ایشون برای جمع کردن رای مردم و جلب نظرشون بین مردم مذهبی میرفتند میگفتند:«ما به چادرمون افتخار میکنیم! چادر ما میراثدار خون شهدای هفده شهریورها ست!» ولی وقتی تو میتینگ های بچه سوسول ها دست به دست همسرش میرفت حتی چند جا حاضر شد برای جلب آراء اونها بدون چادر بره!
2- جناب آقای «میرچاخان زاده»
اینور چهره، اونور چهره:
- در زمان نخست وزیری در مخالفت با اسرائیل گوی سبقت رو آنچنان از همه، حتی امام راحل ربوده بود که بدون اطلاع ایشون هواپیمایی برای جنگ مستقیم نظامی با اسرائیل آماده کرد! ولی وقتی برای انتخابات اعلام کردن که هرکس ایشون رو تائید کنه ازش حمایت میکنه حتی حاضر شد بگه:«حمایات از فلسطین فعلا در دستور کار ما نیست!» و حتی در کنار شعار«نه غزه نه لبنان» قرار گرفت، سکوت کرد و مهر تائید زد! البته به جلب نظر سران اسرائیل و امریکا موفق هم شد! و دیدین که در روز قدس چه کردند و...
- وقتی امام خمینی رحمه الله منتظری رو کنار گذاشتند، این آقا شخصا به تمام وزارتخونه ها و سازمان های دولتی نوشت که:؟«هرچه زودتر عکس آقای منتظری رو جمع کنید!» یکی از همقطارهای ایشون که اون موقع کاره ای بود فورا اومد قم و میخواست با لودر خونه ی آقای منتظری رو با خاک یکسان کنه!...همین دشمنان قسم خورده که حتی حاضر نبودن عکس و خونه ی آقای منتظری رو تحمل کنن از شروع دولت آقای خاتمی شدند دوست صمیمی ایشون...بعد بیاین تا این انتخابات که آقای میر چاخان زاده واسه ریاست جمهوری اومد جلو، وقتی برای فیلم تبلیغاتیش رفته بود قم، برای کسب آرا و جلب نظر علماء و مراجع خدمتشون میرسید از ترس اینکه مبادا شماری از آراء رو از دست بده حاضر نشد به دیدن منتظری بره و باهاش عکس و فیلم بگیره در عوض تا تونست عکس هایی که با آیت الله خامنه ای داشت چاپ کرد و زد در و دیوار قم و شهر ها و محله های مذهبی نشین!...بعد وقتی رای نیاورد و انتخاب نشد رفت سراغ آقای منتظری و ایشون رو مدام تحریک میکرد که موافقش نظر بده و صحبت کنه تا...ایشون فوت کردند و حتی از تشییع جنازه ی ایشون هم برای تبلیغ خودش دست برنداشت در حالی که پسر آقای منتظری گفت:«پدرم وصیت کرده تشییع جنازه ی من رو سیاسی نکنین و...!»دست خط موسوی
- در زمان دولت آقای خاتمی، همقطار آقای میرچاخان زاده  رفت یه جاسخنرانی کرد و گفت:«تقلید کار میمونه و...» ولی وقتی به پشت گرمی مراجع و تائید مرجع دینی نیاز پیدا کردند رفتند سراغ آقای صانعی و منتظری و اونها رو شیر کردند و اونها رو مراجع آگاه جنبش سبز معرفی کردند. همین ها که تقلید رو کار میمون میدونستند علاوه بر این، از انقلاب های مخملی غرب هم تقلید کردند...
- آقای میرچاخان زاده وقتی نخست وزیر بودند یکی از نیروگاهها مشکل اساسی پیدا میکنه و از کار میافته. ایشون تصمیم میگیرن از خارج مهندس بیارن ولی آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت مخالفت میکنند و دستور میدن از مهندسین داخلی استفاده کنند بعد بیاین تا همین امسال وقتی ایشون هوس رئیس جمهور شدن میکنن تو نطق های تبلیغاتی شون «وا اسفا!» سر میدن که جوونهای مملکت بیکارن و دلسوزی میکنن واسه فارغ التحصیلان و همین طور اشک میریزن واسه «سیر»های داخلی که تو انبارها مونده و فریاد بر میارن که چرا سیر از خارج وارد میکنیم؟!
- همین آقایی که برای کوبوندن رقیب از هیچ تهمتی کوتاهی نمیکنن و میگن:«شما بی قانونی میکنین!» نه تنها همسرشون برخلاف قانون مدرک میگیرن و استاد و رئیس دانشگاه الزهرا میشن بلکه همین الان هم دخترشون جا پای مادر گذاشته و دقیقا راهش رو ادامه داده و بدون داشتن معدل لازم برای کسب کارشناسی ارشد مدرک گرفته و الان صاحب کرسی هنر در دانشگاه الزهراست. باور نمیکنین یه روز برین ببینین!
- همین آقایی که طبق راهنمایی جناب حجاریان که سفارش کرده بود:«انقدر بگو احمدی ن‍ژاد دروغگوست که اگه گفت ماست سفیده دیگه مردم باور نکنن!» تو تبلیغات انتخابات، ستادش تابلوی «دروغ گفتن ممنوع!» رو درست میکنن و به درو دیوار میزنن که چی؟ دولت و رئیس جمهور رو به دروغگویی متهم کنن! از اینور دم از قانونمداری میزنن از اونور بعد از انتخابات، صحت نتایج رو از هیچ مرجع قانونی رو قبول نمیکنن و هرچی بی قانونیه میکنن: از تخریب اموال عمومی گرفته تا فراهم کردن زمینه برای آدم کش ها و جانی ها که بریزن روز عاشورا سر مردم بی دفاع و وقتی مشغول نماز یا عزاداری هستند با سنگ و چیزای دیگه حمله کنن و به زن و مرد و پیر و جوون رحم نکنن و بکشن و بزنن و...
- آقای میرچاخان زاده وقتی به کرسی ریاست جمهوری نرسید روزی چند تا بیانیه می داد و حتی گفت که غسل شهادت کرده و کفن پوشیده اما وقتی این آقایی که مدام میگفت من یار امام بودم عکس اما رو پاره میکنن و به امام و اسلام و قرآن توهین میکنن هیچ صدا و حرکتی ازش نمیشه! این آقایی که تو تبلیغات انتخاباتیش مدام شعار«آزادی» میده وقتی به قدرت میرسه حتی مردم آزادانه نمیتونن به مراسم مذهبی شون برسن و مورد هجوم حتی فیزیکی قرار میگیرن! این در حالیه که امسال تو نیویورک شاهد بزرگترین دسته های سینه زنی و عزاداری مسلمونای ساکن امریکا برای امام حسین علیه السلام بودیم!
- همین آقایی که تو تبلیغات قبل از انتخاباتش گفت:«مردم باید همیشه شاد باشن» با این جوی که ایجاد کرده باعث شده تا به حال دل چندین مادر خون بشه و چشم های آدم های بیگناه لبریز اشک بشه! همین آدم هایی که میگفتن ایرانی هستند و حق دارند و ایران برای همه ی ایرانیان و این چاخان ها!
و اما خالی بند بعدی:
3- حضرت آیت الله «مصنوعی دروغی»
اینور چهره، اونور چهره:
ایشون که سال ها قبل شرط قبولی طاعات هر مسلمان رو اعتقاد قلبی به ولایت فقیه و به خصوص ولایت آیت الله خامنه ای می دونست حالا کارش به جایی رسیده که با اصل ولایت فقیه درگیر میشه! خودتون دیدین که تو همین اینترنت چقدر از تصاویر قمه زنی علیه اسلام و تشیع استفاده میکنن، اون وقت این آقا وقتی مقام معظم رهبری مسئله ی ممنوعیت قمه زنی رو مطرح میکنن سریع موضع میگیره و اعلام  مخالفت میکنه که:«مردم عشق دارن به امام حسین و دوست دارن قمه زنی کنن و...» از این طرف وقتی دسته ی عزاداران امام حسین در حال سینه زنی مورد هجوم افراد ناشناس و مسلح قرار میگیرن و پرچم یا حسین پاره میشه و حتی سوزونده و... صدایی و ندایی و هیچ حرکتی از ایشون صادر نمیشه! چرا؟! واقعا چی میشه که دولت انگلیس برای ایشون دعوتنامه میفرسته و پیشنهاد اقامت میده؟!حکم آقای صانعی
 4- خانم «فاجعه ی لندن نشین خالی بند»
 اینور چهره، اونور چهره:
این خانم که از آقازادگان اعظم دوم خردادی هستن زمانی که نماینده ی مجلس شدند فغان کردند و ناله سر دادند که:«خانم ها باید در خیابان ها دوچرخه سواری کنند و برای دیدن فوتبال به استادیوم برومند و...» و پرچم آزادی خواهی زنان را بلند کردند. همین خانم که اینقدر سنگ زنان ایرانی را به سینه میزدند و چپ و ر است از فمینیست ها همه جوره حمایت کردند  و... حالا که حزب مورد علاقه ی شان به قدرت نرسیده با تمام قوا وارد صحنه شدند. بدون توجه به زنانی که در این آشوب ها آسیب دیدند، زخمی یا کشته شدند، بیوه یا بی فرزند شدند و...آیا آن زنانی که روز عاشورا مغازه ی پیراهن فروشی یا مشاوره مسکن همسرشان در آتش کینه سوخت زن نبودند؟ حق نداشتند؟آیا آزادی زنانی که به دنبال دسته ی سینه زنی عزاداری میکردند و بسیار وحشیانه کتک خوردند نادیده گرفته نشد؟! چه کسی جوابگوی دخترانی ست که چشم به در دوخته بودند پدرشان از سرکار برگردد ولی خبرش را برایش آوردند؟! چه کسی جواب زنانی را می دهد که شوهر کارگرشان به خاطر تخریب های اخیر محل کارش بیکار شده است و نانی ندارد که به خانه بیاورد و زن و فرزندش را سیر کند؟ از نظر این خانم فقط زنانی حق دارند آزاد باشند که: یا فمنیست هستند یا میلیونر! آزادی؟ آزادی طلبی؟ دروغی از این بزرگتر؟!

***
واقعا کیا بودن که باعث شدن امام عزیزمون جام زهر بنوشه ، قلب نازنینش به درد بیاد و پر بکشه ؟!
یا رومی روم یا زنگی زنگی! این جماعت چاخان چرا نمیان راست و حسینی حرفشون رو بزنن و بگن: ما اعتقادمون اینه، مسلکمون اینه! و... چرا هروقت چیزی رو طبق منفعت شخصیشون دیدن قبولش میکنن و میگن:«زنده باد مخالف من، زیر پرچمش میرن و سینه میزنن، ولی وقتی مخالف منافع شخصی شون دیدن باهاش میجنگن؟! و میگن:«یا با منی یا دشمنی اینها فکر میکنن امام و شهدا هم اینجوری انقلاب کردن؟ هر روز یه چهره و یه رنگ؟ هر روز یه حرف و یه راه یه موضع؟ اینها واقعا در برابر وجدانشون چی دارن بگن؟! اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید
!
لینک:
1-خیانت سبزها به آیت الله منتظری
2-فیلم حضور در اغتشاشات و...




کلمات کلیدی : سبز، دروغ، دوم خرداد، اصلاحات

<      1   2   3   4   5   >>   >

الکسا