سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

پیشکشی به نشان صداقت

ارسال‌کننده : در : 89/9/30 8:0 عصر

سؤال من، پاسخ استاد(8)

ریشه سنت مهر چیست؟ آیا اگر بنا باشد هر یک از زن و مرد به حقوق طبیعى و انسانى خویش نائل گردند و روابط عادلانه و انسانى میان آنها حکمفرما باشد و با زن مانند یک انسان رفتار شود، مهر و نفقه مورد پیدا مى‌کند؟

پاسخ استاد:
پدید آمدن مهر نتیجه تدبیر ماهرانه‏‌اى است که در آفرینش براى تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها به یکدیگر به کار رفته است. مهر از آنجا پیدا شده که در متن خلقت نقش هر یک از زن و مرد در مسأله عشق مغایر نقش دیگرى است. جمال و غرور و بی‌نیازى در جانب زن، و نیازمندى و طلب و عشق و تغزل در جانب مرد قرار داده شده است.

مرد در مقابل غریزه از زن ناتوان‏‌تر است. این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و برعکس، مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و براى جلب رضاى او اقدام کند. یکى از آن اقدامات این بوده که براى جلب رضاى او و به احترام موافقت او هدیه‏‌اى نثار او می‌کرده است.

همان قدرت زنانه که توانسته در طول تاریخ شخصیت خود را حفظ کند و به دنبال مرد نرود و مرد را به عنوان خواستگار به آستان خود بکشاند، و حیا و عفاف را شعار خود قرار دهد، بدن خود را از چشم مرد مستور نگه دارد و خود را اسرارآمیز جلوه دهد، الهام بخش مرد و خالق عشق او باشد، هنرآموز و شجاعت بخش و نبوغ آفرین او واقع شود، در او حس «تغزّل» و ستایشگرى به وجود آورد، ‏توانسته مرد را وادار کند که هنگام ازدواج عطیه‏‌اى به نام «مهر» تقدیم او کند. مهر ماده‏‌اى است از یک آیین نامه کلى که طرح آن در متن خلقت ریخته شده و با دست فطرت تهیه شده است.

مهر در نظام حقوقى اسلام‏

پس مهر در اسلام بدین شکل است که مرد هنگام ازدواج یک «پیشکشى» تقدیم خود زن مى‌کند و هیچ یک از والدین حقى به آن پیشکشى ندارند. زن در عین اینکه از مرد هدیه دریافت مى‏دارد، استقلال اجتماعى و اقتصادى خود را حفظ مى‏کند. اولًا به اراده خود شوهر انتخاب مى‏کند نه به اراده پدر یا برادر. ثانیاً در مدتى که در خانه پدر است، همچنین در مدتى که به خانه شوهر مى‏رود کسى حق ندارد او را به خدمت خود بگمارد و استثمار کند. محصول کار و زحمتش به خودش تعلق دارد نه به دیگرى و در معاملات حقوقى خود احتیاجى به قیمومت مرد ندارد. مرد از لحاظ بهره بردارى از زن، فقط حق دارد در ایام زناشویى از وصال او بهره‏مند شود و مکلف است مادامى که زناشویى ادامه دارد و از وصال زن بهره مند مى‏شود، زندگى او را در حدود امکانات خود تأمین نماید.

مهر از احساسات رقیق و عطوفت آمیز مرد ناشى شده، نه از احساسات خشن و مالکانه او. آنچه از ناحیه زن در این امر دخالت داشته حس خوددارى مخصوص او بوده، نه ضعف و بى‌اراده بودن او. مهر تدبیرى است از ناحیه قانون خلقت براى بالا بردن ارزش زن و قرار دادن او در سطح عالیترى. مهر به زن شخصیت مى‌دهد. ارزش معنوى مهر براى زن بیش از ارزش مادى آن است.

مهریه در قرآن کریم


کلمات کلیدی :

عشق سه ضلعی

ارسال‌کننده : در : 89/9/22 9:34 عصر

خواستم بنویسم از کربلا، از یاران باوفای امام حسین (ع) که به گفته خود امام یارانی بهتر از یاران خودش ندیده است، از برخی نکات که شاید کسی چشمم به آن نیامده! آمدم بنویسم، چشمم خورد به این مطلب (نوشته وبلاگ تلک الایام) ، دیدم چه زیبا آنچه که من میخواستم بنویسم نگاشته، در دلم گفتم عشق که باشد این چنین قلم زدنی هم انتظار می رود.
تصمیم گرفتم همین مطلب را باز نشر کنم...


                                                     دُلهَم، همسر زهیر بن قین

1. بعد از آن‌که رسول خدا صلی‌الله‌علیه و آله، فاطمه‌اش را به خانه‌ی علی علیهما‌السلام فرستاد، از برادرش امیرمؤمنان پرسید: علی‌جان، همسرت را چگونه یافتی؟ عرضه داشت یا رسول‌الله! نعم‌العون فی طاعة‌الله. فاطمه بهترین یاری دهنده‌ی من در اطاعت از خداست.

2. لابه لای صفحات تاریخ اسلام، داستان بعضی زوج‌ها را که می‌خوانیم –منظورم زوج‌های معصوم نیست- احساس می‌کنیم؛ فرهنگ زوجیت در زندگی قبیله‌ای عرب با فرهنگ ما خیلی متفاوت است.
وصلت‌ها و جدایی‌ها انگیزه‌هایی داشتند که فکر می‌کنی بیش از آن‌که برآمده از فرهنگ اسلام باشد برآمده از فرهنگ قومی و عربی است. این حرف را سربسته باقی می‌گذارم تا در ادامه‌ی مطلب فقط باعث تأمل باشد.
امروز فرهنگ غربی زوجیت شاید برای ما مفهومی پذیرفتنی‌تر داشته باشد. این که شروع یک زندگی و تداوم آن با عشق باشد. یک عشق دوسویه . هر چند این عشق در نهایت در تقابل خودخواهی‌ها ممکن است فروکش کند یا به شکست بیانجامد.
در فرهنگ دینی هم، شروع و تداوم زوجیت با عشق است. منتهی نه یک عشق دوسویه بلکه عشقی که ضلع سومی هم دارد. یعنی عشق زوج به یکدیگر از عشقشان به ولیّشان سرچشمه می‌گیرد. اینجا دیگر خودخواهی‌ها شکننده نخواهند بود و به رویارویی کشیده نخواهند شد و همین ضلع سوم عشق ضامن بقای زوجیت عاشقانه و تداوم آن نیز خواهد بود.

3. اغلب به اشتباه وقتی می‌خواهیم از بزرگی حماسه‌ی زنان کربلا یاد کنیم می‌گوییم کاری مردانه کردند. حال آنکه عظمت حماسه‌ی زنان عاشورایی در زنانه‌بودن حماسه‌ی آنهاست و همه‌ی لطفش هم به همین‌است...

4. در بین اصحاب عاشورایی سیدالشهدا علیه السلام برای من و شاید برای خیلی‌ها، داستان زهیربن قین از جذاب‌ترین داستان‌هاست.داستان مردی که از دعوت سیدالشهدا علیه السلام خبر داشت و علیرغم عثمانی مذهب بودنش، به حقانیت امام و باطل بودن دستگاه جور معترف بود؛ اما نمی‌خواست به قافله‌ی عاشورائیان بپیوندد. فرق زهیر با خیلی‌های دیگر که دعوت امام را می‌شنیدند در این بود که آنها هنوز تصمیم نگرفته بودند که حسینی باشند اما زهیر، تصمیم گرفته بود که حسینی نباشد. عزمش را جزم کرده بود که مبادا نگاهش به نگاه پسر دختر پیامبر بیفتد. اگر دنیا دیگران را فریب داده بود و از امام غافل کرده بود، زهیر خودش دنیا را انتخاب کرده بود و در دلش دست رد به سینه‌ی امام زده بود.

هرجا که پسر دختر پیامبر، خیمه می‌زد، زهیر، خیمه‌اش را جمع می‌کرد و به جای دورتری می‌رفت. حساب دستش بود که مبادا با امام هم منزل شود. زهیر خوب می‌دانست برای اینکه در تصمیمش موفق شود فقط باید مراقب یک‌چیز باشد. اینکه چشم‌هایش به چشم‌های امام نیفتد.

امام، اما گوهری را که در وجود زهیر بود خوب می‌شناخت.  موقعش که رسید، زهیر را به دام انداخت. او را مال خودش کرد. زهیر وقتی داشت با پای خودش به خیمه‌ی امام می‌رفت، خوب می‌دانست که برگشتی در کار نیست.تاریخ نوشته که زهیر وقتی نگاهش به نگاه سیدالشهدا افتاد حسینی شد اما من فکر می‌کنم زهیری که این‌قدر از نگاه امام فرار می‌کرد، لابد وقتی قبول کرد که به خیمه‌ی امام برود و همان موقع که از خیمه‌ی خودش بیرون می‌آمد، حسینی شده بود. حالا خیلی از ما به مقام زهیر رشک می‌بریم و با مرور داستانش بر حال و روز خودمان اشک می‌ریزیم.

5. در دستگاه الهی گاهی خیلی مقامات و درجات را به کسانی می‌دهند که تصورش برای ما ساده نیست. خدا به حکم پرده نشینی‌اش، نقش‌های مهم آفرینش را هم به بندگان پرده‌نشینش می‌دهد. در بلندمرتبگی زهیر و همه‌ی اصحاب عاشورایی سیدالشهدا هیچ‌کس شک و شبهه‌ای ندارد. اما سیدالشهدا اصحاب گمنامی هم دارد که کمتر از مقامشان یاد می‌کنیم.

معلوم نیست فردای محشر وقتی بخواهند نام یاران عاشورایی امام را به ترتیب بخوانند نام زهیر را زودتر بخوانند یا نام همسرش را. بیدار کردن کسی که خودش را به خواب‌زده خیلی سخت‌تر از بیدار کردن کسی‌ست که خواب‌است. زهیر خودش را به خواب زده‌بود وگرنه زیر چشمی کاروان عاشورا را رصد می‌کرد.

کافی بود که زهیر در تیررس نگاه امام آفتابی شود. شکارش برای امام ساده بود. همت را کسی کرد که این شکار گریزپا را آرام‌آرام به سمت دام کشاند.
زهیر فکر همه‌جا را کرده بود جز اینجا را. عظمت حماسه ی دُلهَم –همسر زهیر- به زنانه‌بودن آن است. حماسه‌ای از جنس همان نرمش و لطافتی که زنان می‌دانند و بس.
تاریخ فقط همین را نوشته‌است که دُلهَم به زهیر گفت: سبحان‌الله! پسر رسول خدا برایت پیام می‌فرستد و تو تأمّل می‌کنی؟ برو و حرفش را بشنو و برگرد. همه‌ی راز شکسته‌شدن سرسختی زهیر در نرمی و لطافت همین چند کلمه است. امام صادق علیه السلام فرمود تکان‌دادن دل‌ها از تکان دادن کوه‌ها سخت‌تر است.

دُلهَم، این کوه سخت را که نه، این سخت‌تر از کوه را با با نرمش و لطافت زنانه‌اش نه تنها تکان داد که از جا درآورد و دست زهیرش را گذاشت در دست ولیّش. اگر دستان دُلهَم در دست حسین فاطمه علیهما السلام نبود بی‌شک نمی‌توانست چنین کاری کند. من که می‌گویم دلهَم و امام از قبل با هم همدست بودند...

نرمش دُلهَم از جنس همان نرمشی بود که همه‌ی زن‌ها بلدند اما هنر دُلهَم این بود که هنر زنانه‌اش را درست به کار برد و عشق خودش را به همسرش با عشق بزرگتری پیوند داد و آن را همیشگی کرد.




کلمات کلیدی : عاشورا، دلهم، عشق سه ضلعی، زهیر بن قین، فاطمه زهرا، هنر زنانه، فرهنگ زوجیت، حماسه زنان کربلا

میخواهم خنده هایش برای خودم باشد

ارسال‌کننده : در : 89/9/16 6:52 عصر

سرکلاس بحث این بود که چرا بعضی از پسرهایی که هر روز بایک دختری ارتباط دارند، دنبال دختری که تا به حال با هیچ پسری ارتباط نداشته اند برای ازدواج می گردند! اصلا برایمان قابل هضم نبود که همچین پسرهایی دنبال این طور دخترها برای زندگیشان باشند!

 این وسط استادمان خاطره ایی را از خودش تعریف کرد:

ایشان تعریف میکردند من در فلان دانشگاه، مشاور دانشجوها بودم، روزی دختری که قبلا هم با او کلاس داشتم وارد اتاقم شد، سر و وضع مناسبی از لحاظ حجاب نداشت، سر کلاس هم که بودیم مدام تیکه می انداخت و با پسرا کل کل می کرد و بگو بخند داشت، دختر شوخی بود و در عین حال ظاهر شادی داشت.

سلام کرد گفت حاج آقا من میخواستم در مورد مسئله ایی با شما صحبت کنم، اجازه هست؟
گفتم بفرمایید و شروع کرد به تعریف کردن.

"راستش حاج آقا توی کلاس من خاطر یه پسرَ رو میخوام، ولی اصلا روم نمیشه بهش بگم، میخوام شما واسطه بشید و بهش بگید، آخه اونم مثل خودم من خیلی راحت باهام صحبت میکنه و شوخی میکنه، روحیاتمون باهم می خوره، باهم بگو بخند داره، خیلی راحت تر از دختر های دیگه ای که در دانشکده هستن بامن ارتباط برقرار میکنه و حرف میزنه، از چشم هاش معلومه اونم منو دوست داره، ولی من روم نمیشه این قضیه رو بهش بگم میخواستم شما واسطه بشید و این قضیه رو بهش بگید."

حرفش تمام شد و سریع به بهانه ایی که کلاسش دیر شده از من خداحافظی کرد و رفت.
در را نبسته همان پسری که دختر بخاطر او بامن سر صحبت رو باز کرده بود وارد اتاق شد. به خودم گفتم حتما این هم بخاطر این دخترک آمده، چقدر خوب که خودش آمده و لازم هم نیست من بخواهم نقش واسطه رو بازی کنم!

پسر حرفش رو اینطور شروع کرد که: من در کلاسهایی که می رم، دختری چشم من رو بد جور گرفته، میخوام بهش درخواست ازدواج بدم، ولی اصلا روم نمیشه و نمی دونم چطوری بهش بگم!

بهش گفتم اون دختر کیه: گفت خانم فلانی!

چشم هام گرد شد، دختری رو معرفی کرد که در دانشکده به مریم مقدس معروف بود!!

گفتم تو که اصلا به این دختر نمی خوری، من باهاش چندتا کلاس داشتم، این دختر خیلی سرسنگین و سر به زیر ِ، بی زبونی و حیائی که اون داره من تا الان توی هیچ کدوم از دخترهای این دانشکده ندیدم، ولی تو ماشاءالله روابط عمومیت بیستِ! فکر میکنم خانم فلانی (همون دختری که قبل از این پسر وارد اتاق شد و از من خواست واسطه میان او و این پسر شوم) بیشتر مناسب شما باشه!

نگذاشت حرفم تمام شود و شروع کرد به پاسخ دادن:

"من از دختر هایی که خیلی راحت با نامحرم ارتباط برقرار میکنن بدم میاد، من دوست دارم زن زندگی ام فقط مال خودم باشه، دوست دارم بگو بخند هاشو فقط با مرد زندگیش بکنه، زیبایی هاش فقط مال مرد زندگیش باشه، همه دردو دل هاشو با مرد زندگی ش بکنه، حالا شما به من بگید با دختری که همین الان و قبل از ازدواج هیچی برای مرد آینده اش جا نذاشته من چطوری بتونم باهاش زندگی کنم؟!
من همون دختر سر به زیر سرسنگینی رو میخوام که لبخندشو هیچ مردی ندیده، همون دختری رو میخوام که میره ته کلاس میشینه و حواسش به جای اینکه به این باشه که کدوم پسر حرفی میزنه تا جوابش رو بده چار دنگ به درسش ِ و نمراتش عالی!
همون دختری که حجب و حیاءش باعث شده هیچ مردی به خودش اجازه نده باهاش شوخی کنه، و من هم بخاطر همین مزاحم شما شدم، چون اونقدر باوقاره که اصلا به خودم جرات ندادم مستقیم درخواستم رو بگم."





کلمات کلیدی : حجاب، ازدواج، زیبایی، حیاء، وقار، مریم مقدس، خواستگاری، روابط عمومی، نامحرم

زن

ارسال‌کننده : در : 89/9/2 8:9 عصر

سؤال من، پاسخ استاد(7)
مقام زن در جهان بینى اسلامى‏ چیست؟
پاسخ استاد:
قرآن تنها مجموعه قوانین نیست و هستى را نیز تبیین مى‏‌کند، راز خلقت زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان و راز موتها و حیاتها، عزتها و ذلتها، ترقیها و انحطاطها، ثروتها و فقرها را بیان مى‏کند. از جمله مسائلی که در قرآن کریم آمده موضوع خلقت زن و مرد است.
-    در قرآن از آنچه در بعضى از کتب هست که زن از مایه‏‌اى پست‏تر از مایه مرد آفریده شده و یا اینکه به زن جنبه طفیلى داده‏ اند و گفته‏‌اند که همسر آدمِ از اعضاى طرف چپ او آفریده شده، اثر و خبرى نیست. در اسلام نظریه تحقیرآمیزى نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.
قرآن با کمال صراحت در آیات متعددى مى‌فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریده‏ایم. «همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم» (1).

ادامه پاسخ ...


کلمات کلیدی :

که درین مهریه برتر باشیم

ارسال‌کننده : گل دختر در : 89/8/21 12:29 عصر

شاید اوایل فکر می کردم مهریه 14 سکه فقط مال کسانی هست که می خواهند پیش مقام معظم رهبری عقدشان خوانده شود. من هم مدتی به همین آرزو بودم؛ ولی متاسفانه زمان ازدواجم دیگر آقا برای کسی خطبه نمی خواندند.

 دلیلی برای مهریه بالا گفتن نداشتم؛ چون همه می دانند و می گویند «کی داده کی گرفته!» نمی خواستم با مهریه بالا خودم را بدنام کنم و به زور به اطرافیان بقبولانم که حواستان باشد شأن من خیلی بالاتر از این حرفهاست. مهریه بالا را یک جور کلاس گذاشتن کاذب می دیدم که خانواده دختر می خواهند با این کار داماد را تهدید کنند که اگر دست از پا خطا کنی مهریه را اجرا می گذاریم و بدبخت می شوی! البته از حق نگذریم تا حدی هم موثر هست. مثلا عروس های مهریه بالای فامیل، بیشتر ناز می کنند و همه فامیل ترس دارند که مبادا از چیزی برنجند و خدای نکرده مهریه را اجرا بگذارند.

 

اگر می خواستم فقط به حساب شغل پدر، مدل زندگی و شرایط ظاهری خودم نرخ مهریه بگویم منعی برای چندهزار سکه هم نبود. اینطور نیست که خانواده های ثروتمند دخترشان هم مارک دار و گران قیمت باشد و خانواده فقرا دخترشان را در حراجی شوهر بدهند! اگر عمیق تر به موضوع مهریه نگاه کنیم می بینیم که جنبه مادی کمترین وجه قضیه هست؛ یک تیر و دو ..که نه، چندین نشان است!


من برای انتخاب مهریه ام سه اعتقاد اصلی داشتم:

 
1-مهریه در اصل به معنای هدیه داماد به عروس هست. خدا به دامادها گفته  به عروس خانم هدیه بدهند و این خانوم هست که می تواند حدود هدیه اش را مشخص کند. کی می شود «هدیه» را به زور دادگاه، عاشقانه تقدیم کرد؟ «مهرها را سنگین نگیرید. مهر و محبت را باید خداوند مهربان فراهم آورد.» (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم) هرچه نرخ مهریه ها بالاتر می رود از اصل هدیه دادن عاشقانه عدول می کند و ازدواج را می کند معامله. انگار که دختر خانوم اتیکت قیمت خورده باشد و داماد مشتری که تازه نقد هم ندارد و می خواهد چک و سفته بدهد! من هدیه می خواستم نه پول زور!


2- به نظر من حتی با دید معامله، 14 سکه نقد بهتر است از 1000 سکه نسیه آن هم به زور دادگاه و دادخواست و قسطهای چندین ساله. من که از همان اول خیلی جدی گفتم اهل نسیه و کی داده کی گرفته نیستم و خب از همان ماه اول بعد از عقد شروع کردم به گرفتن مهریه ،هدیه، ام.

3-مهریه یعنی اینکه داماد از روی علاقه به همسرش چیزی که در چنته دارد تقدیم کند. کجا گفته اند که مهریه فقط مادی هست که ما اینقدر فقط داریم روی عدد و رقمش چانه می زنیم؟ زشت است... مسلمانیم خیر سرمان.در حکایات هست که زمان پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم-  آموزش قرآن به زوجه هم مهریه بوده است. یا در قرآن می خوانیم که مهریه دختر حضرت شعیب این بوده که موسی-علیه السلام- چند سالی برای حضرت شعیب کار دامداری کند. اگر می خواهید بدانید داماد چند مرده حلاج است به نظرم بهتر است مهریه را از جنسی قرار دهید که فقط خود داماد از عهده اش بر بیاید؛ نه اینکه صاف دستش را بکند در جیب پدر و هیچ زحمتی برای هدیه دادن به همسرش متقبل نشود. هدیه برای زوجه شیرین است؛ چون می دانه همسرش «تلاش» کرده تا آن هدیه را تقدیمش کرده.


مهریه می تواند به زندگی جهت بدهد. این را البته بعد از انتخاب مهریه ام فهمیدم و بسیار هم از انتخابم خوشحالم. البته هر کس مهریه را می شنود می گوید بیچاره داماد! نقدش کم است و غیرنقدی اش چندین ماده و تبصره دارد. چه مصیبتی داشتیم سر توضیح مهریه برای مراسم عقد و ثبت محضری و هر کسی که ازمان می پرسید حالا مهریه تان چقدر هست؟!

 
من مهریه ام را دوست دارم. خیلی هم دوست دارم. هم قرآن مبارکش را؛ هم 14 سکه ای که به برکت چهارده معصوم – علیهم السلام- هست؛ هم 14 سفر زیارتی به مکه و کربلا و مشهد؛ هم 110 سخنرانی دینی که همسر تعهد کرده در موضوعات سیاسی- اجتماعی خطابه کند (تقریبا 10 تایش ایراد شده)؛ هم 5 کتابی که قرار است بنویسد و یکی اش هم درباره ازدواج آسان است؛ هم حفظ کل قرآن!


(البته یک تشکر هم ویژه به آقای همسر بدهکارم که این مهریه شگرف را با خوشرویی پذیرفته و در حدتوانش از عهده برآمده)

مهریه حتی می تواند کارکرد تبلیغی داشته باشد. در انتخاب مهریه تان خلاقیت داشته باشید. البته نه تا این حد که بال زنبور و پوست پیاز باشد!  ببینید از همسرتان انتظار چه مدل زندگی دارید همان را به زبان مهریه از او بخواهید. اگر ارقام نجومی سکه طلب می کنید؛ ناراحت نباشید که همان را جلوی رویتان بیندازد و برود پی زندگی اش.

مدت ها بود می خواستم درباره مهریه ام بنویسم؛ اما بهانه ای نداشتم. صبح که مادرشوهرم تماس گرفتند و گفتند بروم در این  سایت ثبت نام کنم بهانه این مطلب هم فراهم شد. ( سایت باشگاه زوج آسمانی از دارندگان مهریه 14 سکه و کمتر ثبت نام می کند و برایشان برنامه هایی دارد) فکرش را هم نمی کردم روزی برسد که مادرهمسرم سوژه وبلاگم را جور کند! کاش بقیه وبلاگ نویسان هم درباره مهریه شان بنویسند؛ چه کم چه زیاد. اصلا بگذارید خودم چند نفری را که می شناسم متاهل هستند دعوت کنم:

مدیر پارسی بلاگ ( مهندس فخری)  | منبرنت( حاج آقا نجمی)| شب نوشت | بچه های قلم  | این همینه... همین | دودینگ هاوس | یک+یک=یک ( سارا مسعودی)|عاشقانه (سادات موسوی) | خاکستر سرد (ا.سادات هاشمی) | فرزند صبح ( آسیه سادات بنیادی) | مادرستان |ماه ناتمام | و باقی دوستان از قلم افتاده... 

 




کلمات کلیدی : ازدواج، مهریه، ازدواج آسان، 14 سکه

   1   2   3   4      >

الکسا